محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
7مرحوم پدر ما ميفرمودند كه پدرشان، جدّ ما، مرحوم آقا سيد محمد صادق لاله زاري ميگفتند، در زمان حيات خودشان در مسجد لالهزار بيا و بروئي داشت، به او سيد محمد صادق عرب هم ميگفتند چون ایشان از سامراء آمده بود با پدرش در ایران. بيا و بروئي داشت مجالسي داشت جلساتي داشت چه....! وقتي كه ميآمد از مكّه تا سه روز از كجا تا كجا مردم ميآمدند براي وليمه، از چه محلّهاي تا چه محلّهاي، يعني تا سه روز. اين خانه و آن خانه و آن خانه، چند تا خانه هم بود مال ايشان، چون ايشان خيلي پر عائله بود، ميآمدند ميرفتند. يك شخصي كه خودش متصدّي بود ـ خدا رحمتش كند ـ استاد ابوالقاسم معمار، به من ميگفت، وقتي كه پدر بزرگت ـ آدم داشي بود ـ وقتي بابا بزرگت ميآمد از مكه، من را صدا ميكرد، ميگفت استاد ابوالقاسم از برنج و روغن دريغ نميكني، آن وقت هم اين ها بودند، خلاصه خيلي هم به او....! پدر ما ميفرمودند ايشان مبتلا شدند به كسالت قلبي، دكترها گفته بودند بايد جاي چيز باشد همان طرفهاي دركه و اوين، آن جا كه املاكي داشتند، چون اصلاً ما اصالتاً دركهاي هستيم، یعنی اجداد ما اينها در همان اوين و دركه، آنجا بودند، ييلاقشان آنجا بود، قشلاقشان ميآمدند در همين خيابان بهارستان به خيابان چيز، جدّ نهم خود ما، همين امامزاده سيد محمد وليّ كه الآن در دركه است، يك جايي دارد يك اتاقي هست و محل زيارت افرادي است، ايشان تابستان آن جا بودند و رفته بودند آنجا.
پدر ما ميفرمودند در اين چهار ماهي كه ايشان در اوين بودند يك نفر براي ديدن ايشان نرفت! يك نفر، از همين علماي طهران نرفتند. اين بيا و بروها، از همين مردم همه ترك كردند! همه! تا اين كه ايشان از دنيا رفتند. در وقتي كه ايشان از دنيا رفتند مرحوم آقا رفته بودند در عراق كه آنجا يك منزل بگيرند بعد بيايند با والدۀ ما عروسي كنند. چون عقد كرده بودند هنوز عروسي نكرده بودند، كه بيايند عيالشان را ببرند عراق و تو عراق تحصيل كنند، بروند نجف يك خانه اجاره كنند، توي عراق بودند كه خبر آمد پدرشان [در] طهران از دنيا رفته كه برگشتند ايران و تا يك سال ديگر رفتن[شان] به عراق به تأخير افتاد، بخاطر مسائل و مشكلات عجيب! پدر ما ميگفتند وقتي كه ايشان فوت كردند تشيع جنازۀ ايشان در طهران بي سابقه بود! از دم خيابان شاه آباد، كوچۀ حمام وزير، جنازه را برداشتند، بردند به مسجد لاله زار، از مسجد لاله زار تا مسجد شاه كه الآن مسجد امام است در ناصر خسرو و اين ها روي دست تشييع كرند، از آن جا با ماشين بردند، آوردند قم در همينجا، نماز خواندند آ شيخ و اينها و بعد هم در همين جا دفن كردند، جلوي قبر مرحوم علاّمۀ طباطبائي.

