محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
11خب مرحوم آقا هم كه نميتواند اينها را [بیان] كند ميگويد اصل رفاقت ما بر اساس سلوك است. اين ميگويد نه تو خواهر مني، نه برادر مني، وقتي قرار باشد در سلوك كه اصل و محوريّت حركت و ارتباط ما را تشكيل ميدهد شما با ما نياييد ما به چه ملاكي با شما رفاقت داشته باشيم؟ بله! سلام و عليك ميكنيم، لذا تا آخر عمر هم اين ها منزل آقا ميآمدند، آقا هم سلام عليكم، بفرماييد، چايي و فلان و اين حرفها، گاه گاهي هم ايشان منزلشان ميرفتند، اينطور نبوده كه ترك كنند ولي آن علقه و آن ارتباط نيست. آن يك مسألۀ ديگر است.
اين است كه انسان در همۀ احوال، آدم زرنگ، آیۀ قرآن ميگويد: قوا انفسكم و اهليكم ناراً. اول به فكر خودتان باشيد اول به فكر خودتان باشيد. آن چه كه در اين عالم هستي و در عالم وجود ثبات و استقرار دارد به دنبال آن باشيد. در عالم وجود ثبات چيست؟ فقط اختصاص به ذات اقدس پروردگار دارد، آن است فقط. و الاّ پيغمبر هم باشد يك روزي ميرود اميرالمؤمنين علیه السّلام ميفرمايد سخت ترين روزها و صعب ترين روزهاي عمر من روز وفات رسول الله است، سخت ترين روز عمر من. و دوم روزي كه فاطمه را از دست دادم. اين رسول خدايي كه با اين همه، بالأخره يك روزي ميرود علي ميماند تنها، ولي خدا كه نميرود خدا هست، رسول الله ميرود، ميرود زير خاك، رويش هم خاك ميريزند. صاف، با زمین يكسان، حقيقتش كه هست بدنش را زير خاك میکنند ولي خدا كه بدن ندارد، پس بنابراين آن چيست؟ آن هميشه هست، خود رسول خدا ميگويد دنبال او باش، نميگويد بيا دنبال من، ميگويد دنبال او، منتهی از بابي كه ما جاهل هستيم، و جاهل احتياج به دليل دارد، احتياج به سراج دارد احتياج به نور دارد، رسول الله نور است، بايد به دنبال او رفت، آن يك مطلب ديگر است، ولي ميگويد بيا دنبال من تا به او برسي، نميگويد تا به من برسي، به او برسي.

