محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
5مگر معصوم عليشاه چه گناهي كرده بود كه شما فتوا به قتلش داديد جناب آقاي محمد علي بهبهاني؟! پسر وحيد بهبهاني، ايشان سه نفر را از اينها را در كرمانشاه كشت! يكي معصوم عليشاه بود يكي بُدَلا بود و يكي هم شيخ محمد رضا دكني بود، معصوم عليشاه و او را هم كشته بود، آقا سيد محمد رضا دكني را، نوبت بدلا كه رسيده بود گفت اگر مرا بكشي تو زودتر از من زير خاك ميروي. گفت اساتيدي كه از تو بالاتر بودند يك چنين ادعائي نكردند. گفت آن اساتيد من كامل بودند موت و حيات براي آنها علي السّويه بود ولي من كامل نيستم من ميخواهم در اين دنبا بمانم تا بتوانم هر چه بيشتر است در همين دنيا به مطلوب برسم، لذا آه و نفرين و دعای من بر عليه تو ميگيرد، گوش نداد و گفت بكشنش، اعدامش كردند، به قتل رساندند، اين جنازهاش روي زمين بود، محمد علي بهبهاني صبح داشت از زير دالآن ردّ ميشد سقف دالآن آمد روي سرش و همان جا مرد. مردم شهر كرمانشاه، رفت. دار فنا حجة الاسلام ما/ برس به فرياد ما/ مهدي صاحب زمان، برس به فريادشان، آخوندشان مُرد! عالم بود ديگر، آمدند بلند كردند تشييع كنند فلان، وقتي براي تشييع ميرفتند گفت ديديد اين گفت اين زودتر از من دفن ميشود!
كشتن اولياء و بزرگان مثل آب خوردن بود، حالا يكي نگفتش كه جناب آقا، جناب شيخ ، جناب حجةالاسلام! آخر به چه دليلي تو بر ميداري اين را ميكشي؟ چرا؟ چون اين وحدت وجود ميگويد؟ خب من هم وحدت وجود ميگويم. خب من هم ميگويم وحدت وجود. و اين را شما بدانيد الآن ديگر آن مسائل نيست و الاّ الآن هم همينطور بود، اين كه الآن شما ميبينيد چون قدرت ديگر نيست و الاّ همان است. اون كسي كه فتوا ميدهد به اينكه وحدت وجودي نجس است اگر قدرت دستش بيايد وحدت وجودي ها را اعلام ميكند! آن كسي كه در رسالهاش مينويسد وحدت وجودي نجس است اگر قدرت دستش بيايد اعدام ميكند الحمد لله كه قدرت دست اينها نيامده و الاّ همۀ ما، الان اعدامي بوديم و همينطور راجع به بقيّۀ مطالب، راجع به بقيه مطالب. شما خيال ميكنيد اين نفس رها ميكند؟ حالا اين مسأله. در غير از اين مورد هم همينطور هست. اگر ميبينيد در جايي مطلبي نيست و مسألهاي نيست بدانيد كه قدرت وجود ندارد، ترس وجود دارد و الاّ مسأله هيچ فرقي نميكرد. با يك توجيه شرعي و يك صغري و كبري و دو تا قضيّه، تمام ميشود مسأله.

