محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
6مرحوم علامۀ طباطبائي ميفرمودند اگر به ما يهودي ميگفتند بهتر بود تا وحدت وجودي! همينها! اگر ميگفتند ما يهودي هستيم يعني براي ما آسانتر بود راحت تر بود، ارتباط ما راحتتر بود تا اينكه بيايند بگويند وحدت وجودي! مسأله از اين قرار است ديگر.
هميشه و در هر جا انسان بايد آن ملاك اصلي و مبناي اصلي خودش را حفظ كند، در هر حالي، در حال صميميّت و رفاقت در حال غير صميميّت و رفاقت. هيچ تضميني نيست بر اينكه يك شخصي كه با انسان صميمي هست تا هنگام وفات همينطور صميمي بماند، نخير، علل و عوامل عديدهاي وجود دارد كه اين صميميّت را گاهي كم ميكند گاهي زياد ميكند گاهي.... ولي آن چه كه براي انسان در اين حضيض و صعود و فراز و نشيب و تغييرات و تحوّلات لازم است اين است كه انسان از آن ملاكات و مباني خودش دست برندارد، حق را ميبيند بگويد، اقا اين جا حق است اين جا باطل است. اين طور نيست كه در وقتي كه صميميّت دارد هر چه را كه ببينيد از طرف، حق است. در وقتي كه صميميّت ندارد نه. اين صحيح نيست.
روش سلوك و عرفان روش هميشه رؤيت و مشاهدۀ حق است در هر وقتي و در هر زمانی. ايشان اين مطلبشان درست است اين مطلبشان غلط، ايشان اين مطلب [را] در اينجا صحيح گفتند اين مطلب در اينجا باطل است مطلب در اينجا به اين نحو بوده است در آن جا به آن نحو، انسان بايد حق را بگويد. و خدا هم امتحان ميآورد. خدا هم پيش ميآورد، براي انسان پيش ميآورد، نسبت به مسائل داخلي انسان پيش مياورد. نسبت به رفاقت پيش مياورد. نسبت به شراكت پيش مياورد. نسبت به ارتباط با مردم پيش مياورد همه جا پيش مياورد و بقول مرحوم آقا ميفرمودند، اينها خيال ميكنند امتحاني كه هست اين امتحانات يك حسابي دارد يك كتابي دارد يك وضع خاصّي دارد. فرمودند نه! در هر دقيقه و در هر ساعت براي سالك یک امتحان است، در هر ساعت. اين ساعت يك امتحان، آن ساعت يك امتحان، از اين امتحان درآمدي امتحان بعدي و به امتحان بعدي و به امتحان.. تمام خطورات براي سالك امتحان است تمام تصوّرات امتحان است، تمام رفت و آمدها امتحان است، همهاش. و انسان بايستي كه در تمام اين ها مواظب باشد. از حق و مرز نبايستي كه خارج بشود و الاّ نه! اين ها گاهي هست گاهي نيست. صميميترين افراد به انسان پشت ميكند. يك روز دنيا به انسان اقبال ميكند يك روز ادبار ميكند.

