
محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
فقره دعاء : الحمد لله الذي ادعوه فيجيبني و ان كنت بطیئاً حين يدعوني... يستقرضني. 1 تنها ربط و تعلق انسان به پروردگار متعال دائمي و زوالناپذير ميباشد. 2 بيان برخي از ويژگيهاي مؤمنين واقعي. 3 دنيا و مسائل اعتباري آن و تبليغات نبايد معيار در تصميمگيريها و نظرات افراد واقع شود. 4 تبعيت كوركورانه مردم از جريانات مختلف در تاريخ سياه مشروطيت. 5 كلام مرحوم علامه طباطبائي در ارتباط با يك ويژگي و ارمغان مفيد تمدن غرب براي جوامع شرقي.
محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
توضیحات:
فقره دعاء : الحمد لله الذي ادعوه فيجيبني و ان كنت بطیئاً حين يدعوني... يستقرضني. 1 تنها ربط و تعلق انسان به پروردگار متعال دائمي و زوالناپذير ميباشد. 2 بيان برخي از ويژگيهاي مؤمنين واقعي. 3 دنيا و مسائل اعتباري آن و تبليغات نبايد معيار در تصميمگيريها و نظرات افراد واقع شود. 4 تبعيت كوركورانه مردم از جريانات مختلف در تاريخ سياه مشروطيت. 5 كلام مرحوم علامه طباطبائي در ارتباط با يك ويژگي و ارمغان مفيد تمدن غرب براي جوامع شرقي.
محوریّت حق و توحید پایه و اساس ارتباطات و جهت گیری ها
14مرحوم والد ـ رضوان الله عليه ـ ايشان ميفرمودند وقتي كه حجاب برداشته بشود آن طرف قضيه معلوم ميشود كي جلو است كي عقب است؟ اينجا معلوم نيست. اينجا عمامهها جلو، بله! صدر مجلس رديف تا رديف نشستهاند ريشهاي هر كدامشان....! اما اينكه در آن باطن چه ميگذرد و در آن سرّ چه مسائل و چه تصوّرات و چه تخيّلاتي الآن وجود دارد و عبور ميكند؟ اينها را كي ميداند؟ اينها را خدا ميداند و آن كساني که متّصل به او هستند، آنها اطلاع دارند. آن كسانيكه باطن را ميشناسند آن كساني كه به حقيقتِ باطن خبر دارند، آنها ميشناسند.
يك روز من در خدمت مرحوم آقا ـ رضوان الله عليه ـ بودم كه مرحوم آيى الله مطهري ايشان هم بودند خود ايشان نقل كردند از مرحوم آقا سيّد احمد خوانساري كه مرحوم آيى الله آقا سيّد احمد خوانساري نقل ميكرد از مرحوم آ شيخ حسينعلي نخودكي اصفهاني كه ايشان ميگفتند من بعضي از اعاظم مراجع نجف را بصورت خوك ميبينم! كی اينها را ميفهمد؟ آقا با عصا و عمامۀ اينقدري و ريش كذا، بيست نفر حواريون در دور و بر و مصاحبين ميآيند و ميروند! درس ميفرمايند! علوم امام صادق را ابلاغ ميفرمايند! علوم امام جعفر صادق! ولي يكي مثل آ شيخ حسنعلي نخودکی اصفهاني است كه ميفهمد در اين باطن چه ميگذرد و اين چه افكاري دارد و روحيّهاش چيست؟ و چه جنگ و ستيزي در اين نفس در جريان است و چه غوغائي؟ البته ايشان ميگفتند من ميدانم چه شخصي را گفتند وليكن به من نگفتند يعني آقاي مطّهري ميگفتند آقا سيد احمد خوانساري به من نگفتند اسم آن شخص را كه آن كسيت؟ خب همينطور است ديگر.
يكدفعه انسان ميبيند يك عمر دارد براي امام صادق سينه ميزند امّا شكلش شکل خوك است! پس اين امام صادق با تو چه كرد؟ اين روايات امام صادق با تو چه كرد؟ اين علوم امام صادق چه تأثيري در من بوجود آورده؟ اين طرف مشخص نيست آن طرفِ قضيّه مشخص است.
