اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عالم امر و عالم خلق

14791
سال 1420
جلسات
نسخه عربی

عالم امر و عالم خلق

4
  • اين خدا و اين دين و اين شريعت و.... خب ببينيد هر كسي كه بيشتر، اين كه مرحوم آقا مي‌فرمودند لايحلّ‌ الفتیي لمن لا يستفتي بصفاء سره و برهان من ربه في سرّه و علانيّته، بي جهت كه نبوده براي همين است. فتوا دادن جايز نيست براي كسي كه هنوز سرّش به صقع ملكوت متصل نشده باشد و از آن ناحيه نگيرد و وصل نشده باشد، نمي‌شود فتوا بدهد. اين براي چيست؟ براي اين است كه آقا دين قلابي نياوريد به مردم تحويل بدهيد. ديني بياييد بگوييد كه امام صادق آمده آن را براي مردم بيان كرده.

  • پيغمبر سوار بر شتر بودند در عرفات و مردم دور آن حضرت بودند، آمده بودند از اشكالاتي كه در حج برايشان پيش آمده بود سوال مي‌كردند. يا رسول الله ما اين كار را كرديم در منا اين كار را كرديم ـ در منا بودند ـ سرمان را اين جور تراشيديم آن را زودتر كرديم آن را عقب كرديم آن را چكار كرديم هر چي از پيغمبر سوال كردند فرمودند عيب ندارد، عيب ندارد، عيب ندارد، امضوا امضوا اذهبوا اذهبوا! هر چه سوال كردند! شما بهتر مي‌فهميد ‌يا پيغمبر كه خودش دين را آورده؟ كدام بهتر مي‌فهميد؟ هر چه آمدند پرسيدند فرمودند عيب ندارد. خب اين يعني چه؟ يعني دين ديني نيست كه براي مردم اشكال درست كند. اين ديني نيست كه براي مردم كار زياد كند. اين دين ديني است كه مردم با عشق خودشان اصلا بدوند دنبال آن، نه اين كه بيايند...! اين است معنا.

  • يكي از آقاياني كه زمينه براي مرجعيت او موجود بود و بالاخره هم مرجع شد و رسالة او هم اين طرف و آن طرف موجود است. ايشان در يكي از سفرهايي كه به مشهد مشرف شده بود منزل مرحوم آقا آمده بود. ملاقاتي بود، ايشان مي‌آمد گاهي، هر وقت مشهد مشرف مي‌شدند منزل آقا هم مي‌‌آمدند، ایشان هم متقابلا مي‌رفتند براي بازديد ايشان. يادم است وقتي كه نشسته بودند در حياط همين طوري مرتجلا و بدون مقدمه، مرحوم آقا رو كردند به ايشان و فرمودند كه آقا يك سوالي هست سوالي داريم، ايشان خيلي لطيف و خيلي ظريف و با ملاحظه و با يك لطف خاصي يك مطلبي را مطرح مي‌كردند، و آن اين كه اگر فرض كنيد يك شخص عامي‌، احكام و شرايط غسل را نداند چيست؟ اشتباها مثلا غسل بكند، غسلش اشتباه باشد، شرايط و ترتيب وامثال ذلك را لحاظ نكند و این سي سال به همين كيفيت من باب مثال نماز بخواند حالا اگر اين فرض كنيد كه بيايد و از انسان سوال كند و متنبه شده باشد که اين غسلهايي كه در اين مدت مي‌كرده همۀ اينها اشكال داشته و اين نمازهايي كه مي‌خوانده در اين مدت، انسان چه جواب بدهد؟ چه بگويد؟ می‌دانید دارد به كجا مي‌زند؟ دارد به اين مي‌زند كه الان تو مي‌خواهي مرجع بشوي بدان كه با چه افرادي طرف هستي و چطور بايد جواب مردم را بدهي و چگونه دين را براي مردم بايد روشن كني؟ هنوز نشده بود، زمينه‌اش بود. آن بنده خدا هم اصلا نفهميد منظور آقا چيست؟ زد به كربلا!