عالم امر و عالم خلق
10اين حالاتي كه براي بعضيها درغير از موقع عبادت انجام ميشود شما خيال ميكنيد اينها صُدفه است صدفه نيست بي جهت الان نميآيد يك همچنين مسئلهاي. شخص دارد حركت ميكند يك مرتبه يك قضيهای برايش منکشف میشود صُدفه نيست. الان اين شخص در يك همچنين زمينهاي قرار گرفته كه توانسته این جلوات و اين جذبات را بگيرد.
البته در بعضي از موارد آن جنبة تعلق بيشتر است، ماه رجب بيشتر است ماه رمضان بيشتر است بخصوص در همين دهة آخر ماه رمضان كه خيلي بزرگان، من خودم شاهد احوال مرحوم آقا رضوان الله عليه بودم، ميديدم ايشان به همين دهة آخر ماه رمضان عنايتشان بيشتر است، همين شبها، همين شبهايي كه الان در آن هستيم تا آخر، بخصوص شب بيست و هفتم كه آن هم تتمهاي از شب قدر است بنابر بعضي از روايات شب قدر است و احيا در آن که قطعا مستحب است يكي از چهار شبي كه احيا در آن مستحب است غير از اين سه شب، یکی شب ٢٧ (رمضان) است يكي شب ٢٧ رجب است يكي هم شب نيمه شعبان است و يكي هم شب عيدقربان است و شب عيدفطر هم جزءش حساب ميكنند، بعضي هم پنج شب ميگويند. در اينها قوی تر است. جذبات و جلوات الهي در اين شبها قويتر است. يا در آن دهة اول ذي حجه جذبات قويتر است يا در ماه رجب قويتر است اينها خب بعضي از خصوصياتي است كه بنابر شرايط زمان و مكان و آن خصوصياتي كه در آن موقع اتفاق افتاده، اینها يك امتیازاتی پیدا کردند ولي علي اي حال اين جنبۀ تعلق و ربطی براي همه هست.
اين معنا معناي چيست؟ معناي حمد است. حمد يعني ستايش. حمد يعني بالاترين تحفهاي كه انسان ميتواند آن تحفه را به محبوب خودش اعطا كند، آن حمد است. ستايش يعني او را در يك رتبة برتر قرار دادن، برتر از علل و عوامل مادي، برتر از تخيلات برتر از تصورات او را منزه كردن او را پاك و طاهر نمودن. اين معنا معناي حمد است ديگر. خب اين حمد اختصاص به اين خدا دارد. شما چه شخصي را در نظر ميگيرد كه هر وقت كه بخواهيد....؟ شما كي را ميخواهيد در نظر بگيريد؟ از انسان به انسان كي نزديكتر است؟ اين افرادي كه ما در اين دنيا ميبينيم با ايشان سر وكار داريم، كي؟ زن انسان؟ شوهر انسان؟ اين زن انسان دو روز بي اعتنايي بكني ميرود. آن شوهر يك مقداري اختلاف پيدا بكنيد بلند ميشود زندگي را ترك ميكند ميرود. اين طلاقها براي چيست؟ هان؟ اول ميآيند ميگويند ما همديگر را درك كرديم! بسيار خب! درك كرديم! دو روز ديگر همديگر را دك ميكنند، حالا موقع دك كردن آمده. اول، عسل! بله از عسل شيرينتر! حكايتها دارند. بعد كم كم تنزل پيدا ميكند به شكر و شيره و بعد هم سركه شيره و بعد هم سر از سركه درميآورد! چه شد؟ شما كه اين جور ميگفتيد؟ آن جور ميگفتيد؟ چه شد قضيه؟ نه آقا! هيچ گول نخوريد ها! مسئله طرفيني است، نه آنها گول ما را بخورند نه ما گول آنها را بخوريم، طرفيني است. بايد عادلانه قضاوت كنيم. ما هم همين هستيم. مگر ما به قول و قرارهايي كه ميدهیم پايبند هستيم؟ كم و زياد دارد. پسر انسان، هست تا وقتي كه.....

