اجابت سریع و بلاعوض خداوند متعال
3خب انسان صبح از خواب بلند ميشودتا شب، ديگر شب ميرود در منزل با اهل و عيال و مطالعه و كار و برنامه امّا اگر فرض كنيد يكي يازده شب، دوازده شب به شما تلفن كرد كار داشت، حالا شما اوّلِ موقعِ خواب، استراحت، البتّه اول نه، بايد ساعت ده همه ديگر خواب باشند، ميدانيد دیگر. مرحوم آقا ميفرمودند كه بايد زود بخوابيد و از آنطرف زود بيدار شويد حالا ما به يك چنين دستورشان عمل نميكنيم، يا اينكه به يكياش عمل ميكنيم، به آن زود خوابيدن عمل ميكنيم، اقلاً به يكياش عمل كرده باشيم، خدا رحمت كند ايشان را، گاهي كسالت داشتند روزه نميگرفتند، ولي سحري و افطار ميخوردند. ميگفتند روزه كه نميگيرم سحري و افطار هم نخوريم كافر مطلقيم! اقلاً اين افطار را بخوريم كه به ما نگويند....
انسان بايد شب زود بخوابد تا اينكه بتواند آمادگي و تهيّو داشته باشد. بالأخره وجود ما تعلّق مادّي دارد. و نفس تعلق مادي موجب انصراف نفس است از آن جنبه تجردي، هر وقت آن جنبۀ تجردي غلبه كند، از اين تعلقات مادّي در بيايد، آن وقت خواب و اينها نميتواند تأثير بگذارد ولي تا وقتي كه اين جنبۀ تعلق به مادّه وجود دارد محكوم به قوانين مادّه است لذا اين دستورات هم براي همين جهت ميدادند.
حالا اگر يكي ساعت دوازده به شما تلفن بكند سلامٌ عليكم، آقا فردا راستي براي ما اين كار را انجام میدهيد؟ ميگويد مرتيكه خجالت نميكشي؟ آخر ساعت دوازده موقع تلفن كردن است ما را از خواب بيدار ميكني؟ يك وقت ما تقريباً قبل از ماه رمضان بود، چند مدّتي پيش، خيلي خسته بودم تا ساعت يازده مطالعه و اينها داشتم آمدم استراحت كنم همين كه داشت خوابم ميبرد يكدفعه تلفن زنگ زد! گفتم بردارم يا بر ندارم؟ گفتم آخر كسي كه اين موقع، ساعت يازده و نيم، دارد تلفن ميكند حتماً بايد كار خيلي مهمّي داشته باشد يا يكياش مرده يا يكي زنده شده يا خيال ميكنم در اين درجه از اهميّت بايد باشد. آمديم برداشتيم تلفن را، يك مخدره اي از يكي از شهرستانها، سلامٌ عليكم حاج آقا! فقط ميخواستم صدايتان را بشنوم! يك عرض سلامي كنم! گفتم خيلي متشكرم، خدا به شما توفيق ، ممنون، يك خورده احوالپرسي كرد و گوشي را گذاشت زمين. حالا مطلب اينطور است ديگر.

