مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
الْحَمُدللّهِ الَّذی وَکَلَنی اِلَیْهِ فَاْکْرَمَنی و لم یکِلنی الی الناس فیهینونی والْحَمْدُلِلّهِ الَّذی تَحَبَّبَ اِلَیَّ و هُو غَنِیٌ عَنّی
حَمْد مختص خداوندیست که مرا به خودش متّصل گردانید. متوکّل گردانید موکول به خودش کرد.
(وَکَلَ یَکِلُ) به معنای اِتِّجاه است به معنای اتّکاء است به معنای اتّصال است تقریباً معنای جامع بین همۀ اینها معنای وکول و ایکال است.
و مرا به مردم موکول نکرد تا اینکه مردم به من اهانت کنند مرا پست گردانند ذلیل گردانند.
اَهانَهُ یعنی او را به حساب نیاوردن پست و خوار شمردن معنای اهانت است میگوید که آقا چرا به من اهانت میکنی؟ یعنی چرا مرا پست به حساب میاری؟ حساب رو من باز نمیکنی؟ با من اینطور صحبت میکنی؟ ما را در ردیف حیوانات [قرار میدهید؟] این معنای اهانت است.
خب این «وَ الْحَمُدللّهِ الَّذی وَکَلَنی اِلَیْهِ فَاْکْرَمَنی» در اینجا از دو نقطۀ نظر تشریع و تکوین حضرت سجّاد مطلب را میفرماید از دو جنبۀ تربیت و تکوین، از نقطۀ نظر تکوین که خب «اَزِمَّة الأُمُور طُرّاً بِه یَدِهِ وَالکُلُّ مُسْتَمِدَّة مِنْ مَدَدِه» و سرنخ همۀ قضایا و مسائل به مشیّت او برمیگردد این از نقطۀ نظر تکوین، که مبدأ فیض آنْ لطف و عنایت خداوند و قضاء کلّی به صورت مقادیر جزئیّه در عالم، مبدأش ارادۀ اوست و هرچه که در این عالم تحقّق پیدا میکند بالأخره به آن ختم میشود این یک مسئلۀ تکوین است.
براساس این مسئلهی تکوین خداوند متعال بنای تشریع را گذاشته است بنای تشریع براساس تکوین است فرض کنید که من باب مثال از اینجا شما میخواهید حرکت کنید بروید به سمت یک منطقهای که اون منطقه در ارتفاع است در کوهستانی قرار دارد. کدام مناطق؟ فرض کنید که حالا بگوییم ارتفاعات خیلی بالا، یاسوج است؟ کجاست؟ اصفهان است؟ شما نرفتید؟ رفتید که. ما نرفتیم. شما [که رفتید!]. که میگویند خیلی باید با ماشین خلاصه به آهستگی حرکت می [کرد] فشار بهش میآید و میرود اون بالا، خب این رفتن اونجا یک جنبۀ تکوینی دارد حرکت یک جنبۀ تکوینی دارد رانندهای که میخواهد حرکت کند باید رعایت این وسیلۀ نقلیّهاش، قدرت موتور، تعداد مسافرین نوع لاستیکی که برای این راه مناسب است، همه را در نظر بگیرد و بعد راه بیفتد اینو ما میگوییم تشریع، تشریع یعنی رعایت قوانین و مسائلی که ما را به آن تکوین برساند حالا اگر ما بخواهیم در یه همچین منطقهی اَزْنا فرض کنید که در خیلی بالا هست در ارتفاعات است و بعد هم برف و یخ و فلان و این حرفها در زمستان میآید، برمیداریم یه ماشینی که اسمش چی؟ چی بگوییم؟ از ماشینهایی که هیچ زور ندارند الآن چیه؟ جواب: پیکان! پیکان است! خب بله! یه ماشینی رو قرار بدهیم و بعد هم دهتا آدم توش باشند هر کدام صد کیلو خب این که همینطورش راه نمیافتد چطور میتواند خودش را به آن بالا برساند؟

