مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
4گفتم که اگر او منظورش از امیرالمومنین همین بدن ظاهری که شمشیر دست میگیرد و میجنگد و به حساب خودش مرحب را میاندازد و کذا میکند اگر این است که این یک وجود مستقل تعینی در قبال اون وجود أحدیت بسیط لایتناها و اطلاقی است و علی بیزار است از اینکه یک همچنین وجودی را در قبال خدا و در قبال این مبانی شما مطرح کنید و اورا مد نظر نیاوریم و از همچنین آدمی بری است بیزار است منزجر است متنفر است و اگر منظور از علی، ولایت او است که آن ولایت عین توحید است چه علی بگویی چه الله بگویی چه فرقی میکند؟ اگر منظور از امیرالمومنین حقیقت ولایت او است که ولایت جدای از توحید نیست پس چرا یا علی بگویی؟ یا الله بگو که به دستور هم عمل کرده باشی.
این را میگویند چه؟ انحراف. انحراف یعنی انسان کاسهی داغتر از آش بشود از آنچه که به او دستور داده شدند چیه؟ خودش را متولی دین حساب کند بعد آمد آن آقا این اوضاع را از ما دید بلندش کرد و آورد پیش آقا (مرحوم علامه) بله ایشان آمدن، حالا گذشته و ما آثار آن طرز تفکر را الان میبینیم پس فردایش آورد پیش آقا، شنیدم آقا باز عصبانی شد، نشسته پیش آقا اینطوری میکند، میگه که وجود مبارک ائمه علیه السلام اصلاً حدث ندارند آنها اصلاً وضو نباید بگیرند آقا فرمود نه خیر
آنها هم باید وضو بگیرند آنها هم محدث میشوند. این حالا خیال میکرد که حالا چون امام، امام است اینها حدث برنمیدارد، بابا این هم برمیدارد. این چه تفکر غلط و نفهمی و جهالت است که شما مرتبهی امام را اینقدر تنزّل میدهید به این مسائل؟ این که چیزی نیست این یک امر عادی است، بابا خب امام غذا نخورد میمیرد شما همین امام را دهانش را بگیر خفه میشود بعد از یک دقیقه، خب آخه چیه؟ خب مگر همین شمر سر امام حسین را نبرید؟ امام حسین مرد دیگه، خون آمد از بدنش و مرد. همین ابن ملجم آمد با شمشیر زد بر فرق أمیرالمومنین، أمیرالمومنین به سم شمشیر فوت کرد و به رحمت خدا رفت. همین امام مجتبی علیه السلام به همین سم معاویه جگرش پاره پاره شد این چه نفهمی است واقعاً! اینها درده ها و ما مبتلاییم! حالا خیال نکنیم حالا به اندازهی خودمان مبتلا هستیم به این قضایا، که ما نمیدانیم حق چیه؟ ما واقعیات را آوردیم در این مسایلی که با این فکر بچگانه و کودکانه و این افکار منحط داریم یک مقام رفیع را به اینها داریم تنازل میدهیم که امام فرض کنید من باب مثال ادرار نمیکند یا ادرار امام را فرض کنید که حتماً مثل سکنجبین است بابا این هم اوره است این هم اسید اوریک است این هم فرض بکنید که من باب مثال.... چیه؟ آن شب خیلی عجیب بود آخه مطالبی میگفتند که نگفته بودند ضبط میشد؟ نمیشد؟

