مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
3این تشریع با تکوین تطبیق نمیکند تشریع در اینجا یعنی این قوانین ما را به مقصد نمیرساند رعایت این مسائل موصِل نیست ما را در راه نگه میدارد حالا شما ببینید در این بنای تکوینی که همۀ امور متّصل به آن ذات واحد و به مبدأ واحد است تشریع آیا باید به آن مبدأ اتّجاه داشته باشد؟ یا اینکه نه! ممکن است تشریع یک نحوۀ دیگری باشد و مقررّات، قوانین، کیفیّت عبادت، کیفیّت معامله، کیفیّت ارتباط با مردم، تمام اینها برخلاف آن جنبۀ توحیدی، همه اتّجاه به کثرت داشته باشد، خب اینکه نمیشود، اینکه نمیشود.
میگویند در نماز وقتیکه میخواهید نماز بخوانید انسان باید در نماز صورت مرشد خودش را بیاورد ـ این درویشها میگویند ـ این در ذهن بیاورد خب این عین شرک است. اینکه دیگه نماز نشد اگر مرشد بعنوان استقلالی بر او نظر بشود و صورت تعیّن خارجی او مدّ نظر باشد که خب این عین شرک است اگر منظور از مرشد شما، آن حقیقتی است که متّصل به ولایت است که او صورت ندارد پس بنابراین دیگه چه صورتی را شما میخواهید به ذهنتون بیاورید؟ این صورت ندارد.
یک وقتی ما مشهد بودیم یک بنده خدایی آمد پیش ما گفت فلانی آمده مشهد برویم و دیدنی از او بکنیم یک شخصی است در طهران که معروف است بین افراد به زهد و نمی دانم از دنیا رفته یا نه؟ پیر مردی بود اون موقع، مجالس ولایت مثلاً از این اسامی تشکیل میداد و همهاش در خانهاش روضه بود و به عبارت دیگر ولایتیها، اینها، در مجالسش رفت و آمد میکردند و این آقا گفت آقا فلان کس آمده! آمده که آمده چرا ما برویم آنجا؟ از این حرفها زیاد میگویند! نه! این مجلسش مفید است فایده دارد اون ما را برداشت به زور برد، ما را برداشت و به زور برد منزلش.
دوتا جوان هم آنجا بودند، مشخص بود که به چه کیفیت هست این مجالس و اینها، در میان صحبتهایش که صحبت کرد گفت که فلان کس که میخواست از دنیا برود اون میگفت که وقتی من میخواهم از دنیا بروم به من یا علی تلقین کنید چون مقام و عزت پروردگار آنقدر بالاست که اصلاً نمیتوانم من یا الله بگویم به من یا علی بگویید! گفتم غلط کرد گفت، این! ما حالا ساکت نشسته بودیم، گفتم او بیشتر میفهمید یا این همه دستوراتی که از ائمه راجع به شهادتین و نمیدونم مسائلی که مربوط به احتضار است؟ این حرفها چی چی است؟ مزخرفات چیه درآوردند؟

