مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
9در خیلی از جاها و خیلی از موارد که ما میبینیم این نظام تکوین که اتکاء همهی امور به ذات پروردگار هست در این سلسله، خداوند متعال از نقطهی نظر مقام تربیت و تشریع هم، این سلسله را مد نظر قرار داده، منتها فرق بین موحد و غیرموحد این است که او نظر به این سلسله میکند و یک حقیقت را مد نظر قرار میدهد، غیرموحد نظر به اینها میکند و استقلال به اینها میدهد، این فرق است.
حضرت سجاد در این جا میفرماید الحمد الله لذی وکلنی الیه فاکرمنی از نقطهی نظر سلسلهی تکوین، خدا بندگانش را به خودش موکول کرده، به خودش موکول کرده و چون او مبدأ فیاض است و بیرون از حب و بغض است بیرون از نفسانیات و هوا و نفع طلبی و خود محوری و امثال ذالک است حالا که این طور است وقتی که به خودش موکول کند پس این زیبندهی اکرام هم هست دیگه، اون هم اکرام میکند اما افراد دیگه اینها دستخوش چیاند؟ نوساناتاند حب و بغضاند خود محوری و امثال ذالک هستند گاهی میدهند گاهی نمیدهند گاهی اکرام میکنند گاهی نمیکنند سرشان خلوت باشد میگویند بیا تو، سرشان شلوغ باشد باید یک ماه نوبت گرفت مردم اینطوریاند دیگه، تا دیروز بهش سلام نمیخواستی بکنی چون اصلاً به حساب نمیآید حالا یک ماه آدم را پشت در نگه میدارد اینها چیه؟ یُهینونی. اینها اهانت میکنند.
حالا اگر انسان به غیر متکی باشد اتکاء به غیر کند توکل به غیر کند این چیه؟ ُیهینونی، این مردم اینطوراند حالا که اینطور هست چرا انسان به جای اتکاء به یکی بخواهد به دیگران اعتماد کند؟ آن دیگرانی که تا وقتی نفعشان هست دور و بر آدماند همین که نفعشان نیست اصلاً خبر از انسان نمیگیرند! فایده ندارد دیگه! آدم دنبال یکی برود که همیشه از آدم خبر بگیرد، نه اینکه هر وقت گرسنهاش باشد بیاد در را بزند نه اینکه هر وقت نیاز دارد پاشه بیاد. آدم دنبال یه کسی را بگیرد که در سیری و گرسنگی اون حواسش به انسان باشد، در حال فشار و در حال وسعت اون به انسان عطوفت دارد.

