مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
10به یک کسی میگفتم ـ چندی پیش ـ گفتم آقا شما که ارتباطتان الان با فلان کس هست در این ارتباطتان تجدید نظر کنید او الان به شما نیاز دارد که اون ارتباط را با شما دارد اگر بینیاز بشود اعتناتون نمیکند حرف ما را خیلی جدی نگرفت بنده خدا کارش به جایی کشید که الان متوجه شد. تمام اینها براساس چیه؟ نیاز است اما یک ولیّ کامل اون دیگه بر این اساس نیست، اون از صفات الهی و صفات رحمانی درش هست و افرادی که به او متکل باشند اونها چیاند؟ اونها محل اکراماند.
به اونها دیگه اهانت نمیشود امام علیه السلام اینطور است دیگه، پیغمبر، امام علیه السلام متصل به صفات رحمانی است، مظهر صفات چیه؟ پروردگار است مظهر است. هر وقت رفتی در خانهاش، میبینی در باز است در سرّا در ضرّا چرا؟ چون اون آینهی تمام نمای پروردگار است و خدا این خصوصیت را دارد مثل سایر افراد دیگر نیست.
ما امشب قصد نداشتیم دیگه حالم چیز بود.
دیگه آمدیم در اینجا، الحمد الله مدد رفقا ما را راه انداخت و این عبارت هم با زبان اخرس مثل منی، معنا و مبیّن نخواهد شد، خاطرتان جمع، کلام امام سجاد را خود امام سجاد باید تفسیر کند و ما بیاییم یک معنا و ترجمه تحت الفظی بخواهیم بکنیم این غیر از شرمندگی و آبروریزی برای ما هیچ نتیجهی دیگری ندارد. لذا به همین مقدار، ادامهاش دیگه شاید میسور نباشد لذا دعای ابوحمزه را در همین جا برای امسال.... نمیدانیم اگر به همین کیفیت خدا بخواهد به ما توفیق بدهد دعای ابی حمزه را بخواهیم معنا کنیم من خیال میکنم که دیگه شاید ١٠٠ یا ١٥٠ سالی طول بکشد یا بیشتر، دیگه واقعاً هرچه فکر میکنیم میبینیم که عمق کلمات آنها به یک نحوی است که هرچه بخواهیم غوص کنیم مثل غریقی که دارد در حوض خودش دست و پا میزند و به هیچ جا راهی پیدا نمیکند.

