مبتنى بودن عالم تشریع برعالم تكوین وانطباق این دو برهم
7این که اینها میآیند و میگویند که باید در نماز صورت استاد و صورت مرشد را مد نظر قرار دهیم این شرک محض است. این پرداختن از باطن به ظاهر است اون گول زدن انسان خودش را به ظاهر است، این چون دسترسی ندارد به این پرداختن است. اون اگر بخواهد به این حقیقت برسد میبیند میسوزد میآید خودش را به این مسائل مبتلا میکند تا اینکه نفسش را دلخوش داشتن است، اینها همش برای این است و إلا آن حقیقت و اون توحید،«التوحید نارٌ» توحید آتش است که «یحرق» میسوزاند ما سوی را، یعنی نه استاد باقی میگذارد نه رفیق باقی میگذارد نه زن باقی میگذارد نه بچه باقی میگذارد نه پیغمبر باقی میگذارد نه امام باقی میگذارد نه جبرئیل ـ اون جبرییل که مراحل بعد است ـ هیچ چیزی را توحید باقی نمیگذارد. این معنا معنای چیه؟ معنا، معنای تشریع است.
خب شما در تشریع ببینید، در تشریع، تمام عبادات ما در فروع و در تمام مسایل همه اینها إتجاه به کیه؟ إتجاء به آن مبدأ است همش أتجاء به آن است و این یک ملاک میشود و مقیاس میشود برای اینکه انسان موقعیت افراد را در آن مراتب معرفتشان بتواند تشخیص بدهد که تا چه حد ـ بالا و پایین کردنها، در این نوساناتها، در اینها ـ تا چه حد؟ به غیر دعوت میکنند یا به خود دعوت میکنند؟ میزانش چه قدر است؟ خصوصیاتش چه قدر است؟ در این سلسلهی تکوین ما میبینیم که خداوند متعال مراتبی را برای نزول نور وجود در قوالب متعینه ممکنه قرار داده
چون این مراتب در جایگاه تکوین دارای یک حقیقت و یک اصالت هستند نه استقلال ها، اصالت با استقلال دوتا است اصالت یعنی واقعیت پوچ نیستند واقعیت است ولی این واقعیت متدلی و متکی به آن واقعیت اول است اصیل هستند ولی مستقل نیستند، چون اینها هستند در نظام تشریع هم اینها باید مد نظر بیایند اینها هم باید مد نظر بیایند.

