اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء

15556
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • و صلَّی‌ اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبی‌القاسم مُحَمّدٍ

  • و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ

  •  

  •  

  • الحمدُللّه الَّذی لا اَدْعُو غَیْرَهُ وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لم یَستَجِب لی دُعائی و الحَمْدُلِلّهِ الّذی لا ارجو غیرَه و لَو رَجَوْتُ غَیْرَهُ لَأخْلَفَ رَجائی.

  • این دو فقره مشابه هم هستند. حمد اختصاصِ به خدائی دارد که غیر از او را من نمی‌توانم بخوانم. نمی‌خوانم در اینجا به معنای اخبار نیست به معنای عدم خواست [است.] و عدم دعوت و دعا ناشی از عدم امکان و عدم استطاعت است. استطاعتِ خواندنِ غیرِ خدا را من ندارم و اگر بخوانم غیرش را، فایده ندارد لم یَسْتَجِبْ لی اجابت نمی‌کند دعاء مرا اجابت نمی‌کند و همینطور حمد اختصاص به پروردگاری دارد که نمی‌توانم به غیر او امیدوار باشم و بر فرض که امیدی داشته باشم، امید مرا به یأس مبدّل می‌کند لأخْلَفَ رجائی غیر از او را انجام می‌دهد.

  • چرا اینطور است؟ چرا افراد دیگر به داد انسان نمی‌رسند؟ چرا افراد دیگر آرزوی انسان را برآورده نمی‌کنند؟ چرا؟ چرا اگر ما غیر از خدا را بخوانیم اونها استجابت نمی‌کنند؟ چه اشکال دارد استجابت کنند؟ چه اشکال دارد انسان بیاید و دعوت یک مؤمنی را برآورده کند؟ دعوت شخص دیگری را برآورده کند؟ یا اینکه اگر شخصی امیدی در انسان بسته، آرزوئی دارد انسان یه کاری را براش انجام بدهد؟

  • امام سجّاد علیه السّلام به عنوان یک قضیّۀ مستمرّه و به عنوان یک مسئلۀ ثابت که با فعل مضارع آورده شده یعنی حکایت از استمرار می‌کند استمرار دلالت بر طبیعت قضیّه می‌کند مقتضای اوّلی در قضیّه این است. اقتضای اوّل این است.

  • آخه ما دو اصل داریم یه اصل ثابت داریم یه اصل متغیّر داریم یه اصل اوّلی داریم یه اصل ثانوی داریم. می‌گویند که اصل اوّلی در روابط و مسائل اجتماعی ایثار و انفاق و گذشت و رسیدن به حاجات براساس آن استعدادات فطری که خداوند در وجود انسان قرار داده. استعدادات فطری و فطرت اقتضا می‌کند که انسان نسبت به همنوع خودش کمک کند وقتی یک کاری از دستش برمی‌آید برود انجام بدهد این جزو فطریّات است دیگه، ایثار گذشت این جزو فطریّات است، همۀ اقوام و ملل این را می‌پذیرند و هر شخصی [اگر] [به] وجدان و فطرت خودش ـ در صورتی که آلوده نشده باشد ـ مراجعه کند این اصل اوّلی را در وجود خودش پیدا می‌کند. بعد بواسطۀ تربیت و بواسطۀ شرایط زمان و مکان ما می‌بینیم این اصل اوّلی جای خودش را به یه اصل ثانوی می‌دهد اون اصل ثانوی چی است؟