
خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
خود محوری و احساس دوئیت داشتن سبب خلف رجاء
13اگر یه کسی بخواهد که برود پیش ولیّ خدا، ولیّ خدا دختر داشته باشد اصلاً براش مطرح نیست که مسئلهای غیر از صلاح خود این شخص را به نظر بیاورد. اصلاً، هیچ برایش مسئله [ای نیست] و اگر بخواهد یه دختری را برای پسرش بگیرید نگاه میکند ببیند صلاح پسرش چی است؟ و صلاح اون چی است؟ نمیگوید زودتر بروم اون را برای پسرم بگیرم کس دیگه نرود بگیرد این کار را نمیکند نمیگوید این منزل را زودتر بخرم که کسی نیاید بخرد، نمیگوید این پرتقال را زودتر بروم از این دکان بگیرم که کسی نیاید این را بگیرد.
و در اینجا یکی از چیزهایی که ما میبینیم در خیلی از جاها [هست] خب در اینجا که نیست اینطور، اصلاً این قضیّه در من از کوچکی بود که چرا باید اینطور باشد؟ فرض کنید که ظرف میوه را شما بر میدارید میآورید میگردانید، آقا ما زمان آقای حدّاد میدیدیم فلان شیخ نشسته بغل اونجا، یارو یه ظرف لیمو شرین آورده بود، آقا این اینقدر این را بالا کرد پائین کرد اینو دست زد اونو دست زد اونو اینو این، یه دقیقه اینو وایسانده بود تا یه دانه از توی این سوا کرد، گذاشت جلوش تو که داری اینکار را میکنی میدونی یعنی چی؟ یعنی خوبه را من بخورم این نخوره، معنایش این است دیگه! من از اون بچّگی از این کار بدم میآمد آقا ظرف میوه است شانْسِتْ است دیگه، هر چی جلوی تو است همون را بردار بگذار اینجا، اینی که من اونو از اونجا بردارم یعنی چه؟ یعنی بغل دستی من اینو بردارد هان؟ این التزامش است دیگه؟ دلالت التزام است دلالت التزام یعنی این، یعنی اینو من بردارم، یکی بزرگش را، خلاصه عامّه پسندش، اینها را بردارم که اون برندارد این صفت صفت زشت است صفت قبیح است یک برادر نسبت به برادر دیگرش این کار را انجام نمیدهد، بلکه اگر هست میآید اونو از اونطرف بر میدارد و این خوبِه رو میگذارد برای کی؟ برای او یا حدّاقل از همون جلو دیگه، حالا هر چی بود دیگه، قسمتش هر چی بود، یکی جلوش است بردار بگذارد.
