علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
3امّا آیا شده انسان یک شخصی محرم سرّش باشد به نحوی که هیچ نوع مطلبی را به هیچ وجهی از او کتمان نکند؟ گمان نمیکنم یک همچنین چیزی برای کسی اتّفاق بیفتد یعنی هیچ نوعی! اصلاً و ابداً! بالأخره هر کسی انسان با او رفیق باشد و هرچه باشد بعضی مطالب را حالا نمیگوید دیگر، حالا اینکه سیر تا پیازِ [مطالبش را] ـ به اصطلاح ـ در میان بگذارد گمان نمیکنم گمان نمیکنم یک همچنین مطلبی باشد.
امّا در اینجا امام سجّاد علیه السّلام میفرماید که آن کسی که دیگر هیچ مسئلهای از انسان برای او مخفی نیست چه انسان به او بگوید یا نگوید او زودتر از انسان میداند او خداست حالا چه انسان بگوید بِهِش یا نگوید، فرقی نمیکند دیگر. لذا هیچ وقت شده ما تا به حال از خدا خجالت بکشیم؟ نه! خیلی با شهامت با سرافرازی گناه میکنیم عین خیالمان هم نیست چرا؟ چون خدا را محرم سرّ میدانیم شما هر رفیقی هم داشته باشید که به او نزدیک باشید بالأخره حالا آمدید یه کار خلافی کردید که این را نمیخواهید این بشنود بیتوقّعیاش میشود ممکن است رنجیده بشود این را چه کار میکنید؟ قایِم میکنید مخفی میکنید اما هیچ شده تا به حال ما یک گناهی بکنیم بعد بیاییم از خدا مخفی کنیم؟ نه! البته این یک جهت حسنی دارد جهت حُسنش این است که چون خدا را فقط محرم میدانیم خدا را فقط محرم میدانیم حتّی این حالت را نسبت به امام علیه السّلام هم نداریم، نسبت به امام گرچه میدانیم بر همۀ اوضاع ما چی است؟ اطّلاع دارد دیگر. آن ولیّ خدائی که نسبت به همۀ لحظات و شراشر وجود انسان اشراف دارد. خُب آن هم که با او فرقی [ندارد].
[چرا؟ چون] امام علیه السلام را یک موجود بشری میدانیم و توقّعاتی که در ما نسبت به جریانات هست و اُمنیّههایی که هست و آن عکسالعمل نسبت به حوادث و پدیدهها را هم در وجود امام خیال میکنیم هست که حالا امام از این چیز خوشش میآید امام علیه السّلام از او بدش میآید امام نسبت به این قضیّه آخ و اوخ میگوید. امام نسبت به این قضیّه به به میکند امام...، نیست خودمان در این وادی هستیم همین حالت خود را به امام علیه السّلام سرایت میدهیم و چون خودمان متأثّر از این صفات و ملکات هستیم. خیال میکنیم امام هم مثل ما متأثّر از همین مسائل و صفات هست لذا خجالت میکشیم. ها؟

