علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
الحمدُ للّه الَّذی اُنادیهَ کلّما شِئْتُ لِحاجتی و اَخْلُو بِهِ حیثُ شِئْتُ لِسرّی بِغَیْر شفیعٍ فَیَقْضی لی حاجَتی و اَلْحمدُللّهِ الَّذی لا اَدْعو غَیْرَه وَ لَوْ دَعَوْتُ غَیْرَهُ لم یَسْتَجِبْ لی دعائی و الْحَمدُ لله الَّذی لا اَرجُو غَیْرَهُ وَ لَوْ رَجَوْتُ غَیْرَه لأخْلَفَ رَجائی
در این فقره ی شریفه که میفرماید الحمدُ لله الَّذی اُنادیَه کلُّما شِئْتُ لِحاجَتی و أخْلُوا به حیثُ شئتُ لسرّی بغیر شفیعٍ فَیَقْضی لی حاجتی صحبت به اینجا رسید که از همۀ افراد به انسان آن شخصی نزدیک تر است که محرم اسرار انسان باشد او به انسان نزدیک تر است دیگر، حالا فرقی نمیکند آن شخصی که محرم سرّ انسان است او برادر انسان باشد خواهر انسان باشد عیال انسان باشد یا شوهر انسان باشد پدر و مادر یا اینکه رفیقی باشد و هرچه این محرمیّت سرّ بیشتر باشد معلوم میشود که او نزدیک تر است دیگر، این خیلی روشن است انسان با او رودربایستیاش کمتر است انسان با او راحت تر است راحت تر صحبت میکند مطلب را با او بهتر میتواند در میان بگذارد.
گاهی اوقات انسان در یک مشکلاتی هست خب نمیتواند به هر کسی بگوید. میگویند آقا ما آمدیم به شما بگویم چون با شما رودروایسیمان کمتر است، رُکْتریم، راحت تر میتوانیم مثلاً صحبت کنیم، این مشکل را با شما در میان بگذاریم خب این به انسان نزدیک تر است دیگر حالا بعضیها هستند محرم سرّ دو طرفهاند.
این جاسوس های دوطرفه دیدهاید؟ هم برای این کشور جاسوسی میکند هم برای آن کشور جاسوسی میکند، میآید پیش این خلاصه محرم سرّ و مطالب و این ها را میگیرد بعد میرود پیش یکی دیگر، حالا آن مخالف این است ها جوری خودش را وانمود میکند که ما خلاصه با تو چیز هستیم و این ها. هرچه یک شخصی به انسان نزدیک تر باشد آن محرمیّتش بیشتر است البتّه ممکن است خب در بعضی موارد خصوصیّات تفاوت کند خب انسان با عیالش یک جور محرمیّت دارد با رفیقش یک جور محرمیّت دارد حتیّ ممکن است خّب بعضی مطالب را نگوید صلاح نمیداند به این بگوید بعضی مطالب را به او صلاح نمیداند بگوید این ها دیگر تفاوت دارد هر کسی دیگر یک جوری.

