
علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
علّت عدم شرمندگی انسان از ارتکاب گناه در قبال خداوند
13اینجا است که انسان حتّی امام حتّی پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه و اله و سلّم حتّی اینها را هم نظر استقلالی نباید بهشان بیاندازد. نظر نظر چی است؟ آلی است فقط یک مبدأ است. فقط یک حقیقت وجود دارد پیغمبر با آن ید و بیضاء که اوّل ممکن و اوّل نزول تعیّن است. یعنی تمام عوالم ملک و ملکوت، بواسطه رَشَحات فیض پیغمبر است دیگر ولی یک موحّد وقتی که میخواهد نظر بیاندازد فقط باید به مبدأ توجّه داشته باشد و بس.
امیرالمؤمنین علیه السّلام اینجوری به پیغمبر نگاه میکرد. اینطوری بود نظر نظر استقلالی نبود. اگر نظر نظر استقلالی بود دیگر امیرالمؤمنین امیرالمؤمنین نبود. قاطی داشت. خلط داشت. مزج داشت ترکیب داشت آن توحیدی که مو، لایِ درزش نمیرود و آن توجّهی که هیچ شائبۀ کثرت و تعیّنی دَرِش راه ندارد آن توحیدی است که در امیرالمؤمنین است آن چی است؟ فقط توجّه به یک مبدأ است رسول اللّه چی است؟ واسطه است آلت است وسیله است تعیّن است، رسول اللّه باشد. به همین مقدار تنازل نمیکرد. ابن فارض میگوید دیگر:
علیک بها صِرفاً و اِنْ شِئْتَ مَزْجَها *** فَعَدْلُکَ عَنْ ظَلْمِ الحَبیبِ هُوَ الظُّلْمُ1 یعنی در مرحلۀ اوّل من توصیه میکنم علیک بها، فقط آن ذات محبوب را، فقط آن ذات معشوق را داشته باشید که همان ذات احدیّت است این در مرتبۀ اوّل. ما اینجوری رفتیم ـ آن دارد میگوید ها! ما که اگر ما اسممان را موحّد بگذاریم آخر الزّمان شده. این از علائم ظهور است که به ما بگویند موحّد ـ میگوید ما اینجا رفتیم تو هم بیا اینجا. علیک بها صرفاً، هیچ چیزی را با توحید خلط نکن هیچ چیزی را با توحید قاطی نکن، هرچی میخواهد باشد. هر کسی میخواهد باشد. هر تعیّنی میخواهد باشد به هر حدّی باشد به هر مرتبهای باشد هرچه میخواهد باشد. با توحید قاطی نکن حالا! اگر زورِت رسید خدا توفیقت داد که زهی سعادت اگر زورِت نرسید، خیلی آن دیگر مثلاً بالا بالا است خیلی دیگر آن در مرتبۀ اعلی است. اگر زورِت نرسید و خواستی بالاخره از تعیّنات یک خورده قاطی کنی با توحید، دیگر از ائمّه پایینتر نباید بیایی. مرحوم قاضی میفرمودند که منظور ابن فارض این ائمّه هستند.
- دیوان ابن فارض، ص ١٨٤.
