بیان دومرتبه از مقام ارتباط انسان با پروردگار متعال
4خب این لفظی را که از قلب عبور میدهد پس قلب یک سبقت دارد بر کلام نفسی و آن کلام نفسی که مُنْشاء مِن ناحیۀ قلب است آن کلام نفسی بوسیلۀ کلام لفظی، ظهور و بروز خارجی پیدا میکند. حالا خدا میفرماید قبل از اینکه تو آن کلام نفسی را از قلبت خطور بدهی من در قلب تو هستم یعنی یک پرده عقبتر از آن نیّت تو، که میخواهی بواسطۀ آن نیّت مطلبی را بیان کنی. یک پرده عقبتر هستم. این همان معنای چه هست؟
وَ نَحنُ اَقْرَب اليه مِن حبلِ الوَريد1. ما از رگ کردن، ورید رگ حیاتی است دیگر. ورید را قطع کنند انسان میمیرد دیگر، آن وقت خون میآید.
ما از رگ گردن شخص به شخص نزدیکتریم. چطور ممکن است [خداوند متعال]، از رگ گردن به انسان نزدیکتر باشد؟ رگ گردن موجب حیات برای بدن است. اینطور نیست؟ میشود یک شخصی باشد ورید نداشته باشد؟ شریان و ورید نداشته باشد؟ رگ اصلی سرخرنگ و سیاهرنگ را نداشته باشد. میشود؟ نمیشود دیگر، پس قوام این بدن به آن رگ گردن است. اگر یک رگ گردن نباشد فَنا و نیستی و عدم و بَوار حاکم بر بدن انسان است. حالا نزدیکتر از رگ گردن به بدن چه هست؟ خود بدن هست دیگر، خود بدن از رگ گردن، به خودش چه هست؟ نزدیکتر است. که همان ذات شیئ است.
خداوند متعال میفرماید: ما از رگ گردن به او نزدیکتریم یعنی ما همان وجود مُتِعَیِّنه و مُقَیّدۀ او هستیم. که از خود وسائط و وسائل برای بقاء، به او چی هستیم؟ اولی هستیم. این عبارةٌ اخری اَنا عند قلب مَنْ یَذْکُرُنی2. من در قلب ذاکر خود هستم در قلب کسی که یاد مرا میکند من در او هستم این عبارت است از این قُرب و نزدیکی که خداوند متعال به ما دارد. حالا حضرت سجّاد در اینجا در این عبارت میفرماید «وَالْحَمدللّهِ الّذی اُنادیه کُلّما شِئتُ لِحاجتی وَ اَخلُو بِهِ حَیثُ شئتُ لِسِرّی».
- سورۀ ق ـ آیۀ ١٦.
- الکافی، ج ٢، ص ٤٩٦: عن ابی جعفر علیه السلام قال:.... یا موسی أنا جَلِیسُ مَن ذکرنی....

