اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معیار قرب و بعد انسانها به یکدیگر درعالم دنیا

16319
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

معیار قرب و بعد انسانها به یکدیگر درعالم دنیا

4
  • در همان زمانی بود که این کماندوهای شاه ریخته بودند توی مدرسۀ فیضیّه و طلبه‌ها را کتک زده بودند. دست و پا شکسته بودند حتّی یادم هست یک طلبه را از پشت بام انداخته بودند پایین که فوت کرده بود و همان شب اتّفاقاً ما قم بودیم من هم آن موقع تقریباً یک بچۀ هفت ساله بودم هفت سال سنّم بود بیشتر نبود. ولی دقیقاً یادم هست که آن موقع، ایّام نوروز بود و ما آمده بودیم قم، در همین کوچۀ باغ قلعه بودیم چند روزی، که این قضیّه اتّفاق افتاد و این‌ها. بعد از اینکه مراجعت کردیم ایشان آمدند و دو، سه‌تا نکته....ـ مرحوم آیت اللّه گلپایگانی هم ظاهراً در همان جریان یک صَدْمه‌ای خوردند حالا ظاهراً کمرشان شکست، پایشان شکست، یک صدمه‌ای یادم هست خورده بودند که توی منزل بستری بودند ـ ایشان یک تذکّری دادند به آن آقا که شما یک دیدنی از آقای گلپایگانی حتماً بکنید چون تا آن موقع ایشان دیدن نکرده بودند. یکی از مطالبی که گفته بودند در آن موقع به ایشان، این بود که گفته بودند آقا این پوست تخت را شما بردارید به جایش همین پتویی که برای همه انداخته‌اید این پتو را برای خودتان هم بیندازید. این پوست تخت خوب نیست.

  • خُب این چیست قضیّه؟ خُب فرقی نباید بکند دیگر. نباید فرقی بکند. اگر برای همه پتو است برای انسان هم پتو باشد برای همه فرش است، برای همه فرش باشد، خواهی نخواهی انسان، بخواهد نخواهد حالش تغییر پیدا می‌کند نسبت به فردی که به یک مقام و به یک پستی رسیده. من یک وقت آمده بودم دیدن یکی از آقایان در قم، یک چیزی بود پیشم، رسالۀ نوین راجع به بنای اسلام بر ماه‌ها و شهور قمریّه، مرحوم آقا به من داده بودند یکیش را بردم جماران که بدهم به آقای خمینی آن مسئول ایشان گفت که الآن ابوالزّوجه ایشان، آقای ثقفی از دنیا رفته و ایشان تا سه روز ملاقات ندارند و امروز آن سه روز تمام می‌شود، اگر شما فردا بیایید ایشان را ملاقات می‌کنید من گفتم نه، من امروز چون مسافرت دارم به سمت اصفهان، من نمی‌توانم خدمتشان فردا برسم، شما این کتاب را به ایشان بدهید و سلام برسانید و مطالب....، که ایشان هم قبول کرد و کتاب را، آن رساله را برای ایشان بردند.