معیار قرب و بعد انسانها به یکدیگر درعالم دنیا
3پیغمبر اکرم فرمودهاند: مَنْ تَواضَعَ غَنِیّاً لِغِناهُ فَقَد کَفَرْ.1 کسی که یک غنی را به خاطر غنائش تواضع کند کافر شده است. چرا؟ چون این تواضع نمیکند به این شخص، دارد به مال تواضع میکند نه به این. اگر این فردا مستمند بشود هیچ فرقی با بقیّه ندارد و مورد طعن و مورد دَقِّ افراد واقع میشود هیچ فرقی نمیکند، میاندازندش کنار. اگر دوباره به سر مُکنت رسید ما میبینیم دوباره نگاهها تفاوت میکند. احترامها تفاوت میکند این مال چیست؟ این مال دید کثرت است، دید وقتی دید کثرت شد، طبعاً مسائل کثرتی و کثروّی این مسائل مورد توجّه افراد واقع میشود. دید، دید کثرت است و این یک مسئلهای است که خیلی انسان باید به این مطلب توجّه کند.
خیلی دیده میشود دیگر، خیلی دیده میشود که اصلاً نحوۀ برخورد انسان با یک فردی که مکنت ندارد. خیلی تفاوت پیدا میکند. همین که انسان بفهمد این شخص یک شخص ثروتمندی است از اثریاء است اصلاً نحوۀ صحبت عوض میشود نحوۀ سلام و علیک عوض میشود نحوۀ تعارفات تغییر پیدا میکند. اینها همش چیست؟ همش باطل است. باطل است باطل محض است.
یا اینکه فرض بکنید که این نزدیکی به خاطر رسیدن به یک مقام است، او هم همینطور است چه فرق میکند؟ او هم به همین کیفیّت است پیغمبر اکرم وقتی که مینشستند یک شخصی وارد میشد نمیدانست کدام یک از این جمع پیغمبر است. نمیفهمید، ائمّه اینطور بودند، امیرالمؤمنین اینطور بود پیغمبر اینطور بود با بقیّه فرق نمیکرد.
نمیدانم این مسئله را من گفتم یا نه؟ این مطلب را؟ نمیدانم کجا بود گفتم؟ در بحبوحۀ انقلاب در سنۀ چهل و دو، یک وقت مرحوم آقا دیدن یکی از افراد طراز اوّل این جریان رفتند، به دیدنش رفتند. صبح بود وقتی که وارد شدند دیدند که هنوز کسی نیامده بود کاری داشتند و میخواستند مطلبی به ایشان بگویند و برگردند. وقتی که وارد شدند دیدند که دور تا دور این اتاق، اتاق پذیرایی از این پتوها گذاشتند و دور تا دور هست، فقط یک قسمتش خالی است و در آن قسمت یک پوست تخت انداختهاند و یک، دوتا متکّای همچنین بزرگ و استوانهای هم در پشت قرار دادهاند برای تکیه، ایشان در ضمن صحبتهایی که با آن شخص میکردند دو، سه نکته را به ایشان متذکّر شدند.
- نهج البلاغة(عبده)، ج ٤، ص ١٨٦: و مَن أتی غنیّاً فتواضَعَ له لِغناه ذَهَبَ ثلثاه دینه.

