معیار قرب و بعد انسانها به یکدیگر درعالم دنیا
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیّدنا و نبیّنا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
و الحمدلِلهِ الذی اُنادیه کُلَّما شِئتُ لِحاجتی وَ اَخْلوُ بِهِ حَیْثُ شِئْتُ لِسِّری بِغَیْر شفیعٍ فَیَقْضیلی حاجَتی، حمد اختصاص به پروردگاری دارد که هرگاه او را ندا کنم برای برآوردن حاجاتم مهیّا است و هرگاه بخواهم با او خلوت کنم تا سرّی از اسرار خودم را به او بگویم بدون اینکه شفیعی در میان باشد و حضور مرا در بارگاه جلال و جبروت او شفاعت کند این امر برای من میسّر است و او حاجت مرا را قضا میکند، برآورده میکند.
این عبارات همه یک معنا را میرساند از این اَلْحَمدُ للّهِ تا فَیَقْضِی لی حاجتی حکایت به مقام دُنُوّ و نزدیکی دارد, نزدیکی پروردگار دارد با انسان و اینکه هیچ موجودی به انسان نزدیکتر از پروردگار نیست و اوست که از همۀ اشیاء و موجودین [به ما نزدیکتر است.]ـ چون اطلاق شئ بر پروردگار جایز است شئ لا کالا الأشیاء، چون شی به معنای اَلْمَشئُ وجودُه، آن چیزی که وجود او مورد مشیّت و خواست است ـ با افرادی که با آنها اُنس داریم اوَّلاً میزان اُنس چقدر است؟ ثانیاً مقدار نزدیکی و دوام این نزدیکی چقدر است؟ این نزدیکیها و این اُنسهایی که در این دنیاست یک روزی پایان میپذیرد، تمام میشود. این نزدیکیها برای چیست؟ اینها برای علل و عواملی است که موجب این نزدیکی شده و آن علل و عوامل مختلف است. ممکن است یکی از علل، خُب طبعاً اینجا در حول و حوش و دائر مدار منافع انسان دور میزند دیگر، یکی از این نزدیکیها، نزدیکی به خاطر رسیدن به مُکنت و مال است. انسان با یک شخصی نزدیک میشود تا اینکه از آن مالش بتواند استفاده کند. نود درصد نزدیکیها تو دنیا اینجوری است وقتی که مالش تمام شد این میگذارد میرود. تا وقتی که مال دارد مورد توجّه افراد است.

