
قرب پروردگار به انسان در عین بعد
قرب پروردگار به انسان در عین بعد
11در قرآن مجید داریم: ﴿هيچ سه نفري نيستند كه با همديگر نجوا كنند الاّ اينكه خدا چهارميشان است، و هيچ پنج نفري نيستند كه نجوا كنند الاّ اينكه خدا ششمي آنهاست، و همچنين هر چند نفري كه باشند خدا يكي در ميان آنها است.﴾1
اگر در یک مجلس صد نفر با هم صحبت کنند، خدا صد و یکمیشان است؛ امّا صد و یکمی آنهاست، نه اینکه در ردیف آنهاست، آنها صدتا هستند و با این بشوند صد و یک؛ آنها چهارتا هستند، این هم بشود پنجم. آن یک، یکی است که تمام اینها را در شکم خودش گرفته و اینها در وجود او حل هستند و وجود اینها به وجود آن واحد، قائم است؛ نه وحدت عددی، خدا که وحدت عددی ندارد.2 حالا که خدا از همۀ موجودات به همۀ موجودات نزدیکتر است و موجودیّت هر موجود به وجود خدا قائم است، خدا کجا نیست؟! هیچ جا!
همینطور که مثال زدم، شما یک جایی پیدا کنید که شما خودتان نباشید؛ بیایید دکّان امّا خودتان نباشید، نماز بخوانید امّا خودتان نباشید، خودتان را بگذارید منزل و بیایید؛ نمیشود! چون همینکه میگویید: «من»، یعنی «خود»! قبل از اینکه بگویید: «من»، خودتان دارید میگویید: «خود»! شما میگویید: آقا من میخواهم یک انسان در خارج ببینم، یک آدم در خارج ببینم، به من نشان بدهید! من میگویم: آقاجان تو که میگویی من میخواهم آدم ببینم، این کلام که از شما صادر میشود، از یک آدم دارد صادر میشود؛ پس قبل از صدور این کلام، خودیّت شما آدمیّت شماست، پس قبل از اینکه بخواهی ببینی، دیدهای.
بیدلی در همه احوال خدا با او بود *** او نمیدیدش و از دور3 خدایا میکرد4 پس انسان نمیتواند شخصیّت و حقیقت خودش را ببیند، ولی محتاج به دیدن نیست، باید ادراک کند. هر شخصی مُدرِک ذات خودش است؛ امّا نه به صورت، چون صورتْ یکی از دستگاههای آفرینش خلقت انسان است و قبل از دستگاه صورت و ذهن و قوای متخیّله، انسان حقیقتی دارد قائم به خودش، آن حقیقتْ خودش را ادراک میکند.
- سوره مجادله (٥٨) آیه ٧:
﴿مَا يَكُونُ مِن نَّجۡوَىٰ ثَلَٰثَةٍ إِلَّا هُوَ رَابِعُهُمۡ وَلَا خَمۡسَةٍ إِلَّا هُوَ سَادِسُهُمۡ وَلَآ أَدۡنَىٰ مِن ذَٰلِكَ وَلَآ أَكۡثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمۡ أَيۡنَ مَا كَانُواْ ﴾. - جهت اطّلاع بیشتر پیرامون کیفیّت وحدت حضرت حق، رجوع شود به الله شناسی، ج ٢، ص ٢٠٨.
- خ ل: درد.
- دیوان حافظ، غزل ١١١.
- سوره مجادله (٥٨) آیه ٧:
