پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
9بدن مَرکب است برای شما، باید شما را ببرد به مقصد برساند؛ اگر نتواند شما را به مقصد برساند و علیل شد، آنوقت نفس شما باید بیاید از این حیوان مِهتَری کند! خودش که از کار میافتد هیچ، باید نفس شریف بیاید مهتَر مرکب بشود.
مزاج خیلی مهمّ است؛ نه انسان باید زیاد غذا بخورد که از سیری فکرش تشویش داشته باشد و نتواند کار کند و نشاط نداشته باشد؛ نه آنقدر کم غذا بخورد که نیرو نداشته باشد و بدل ما یتحلّل که بدن نیاز دارد، به بدن نرسد.
اوقات غذا هم باید مرتّب باشد. تا انسان گرسنه نشده غذا نخورد. وقتی غذا میخورد، قبل از اینکه سیر بشود دست از غذا بکشد.چیزی را انتخاب کند که برای بدنش مفید است. آنچه برای بدن انسان مفید است، هرچه میخواهد باشد، حالا کباب باشد، این در راه مصالح نفسش است و عنوان زهد و این حرفها هم در این مسائل نیست؛ اینجا عنوانش سلوک است.
زهد یعنی حرکت قربی به سوی خدا؛ و آن کسی که میخواهد به سوی خدا حرکت کند، اگر در مقدّمات حرکتش گفتند: باید شما تقویت مزاج کنی! باید بکند؛ چون اگر نکند میماند، و اگر بکند میرود. پس کباب خوردن، خلاف زهد نیست، عین زهد است. و اگر نخورد و به خودش فشار بیاورد، یا اصلاً ملاحظۀ مزاجش را نکند، از قافله عقب مانده و از دست میرود.
باید انسان غذایی را که میخورد، فکر خاصیّت آن باشد. انسان باید به شرائطی که دستور دادهاند عمل کند؛ قبل و بعد از غذا دستش را بشوید، ابتدا و انتهای غذا نمک بخورد؛ اوّل غذا بِسمِ الله و آخر غذا الحَمدُ لِلَّه بگوید؛ غذا را خوب بجود، و غذا را از روی اشتها بخورد، و غذاهایی را انتخاب کند که برای بدن او مفید است، یعنی از نقطۀ نظر سلوک کمبود مزاجی نداشته باشد؛ اگر مزاج علیل شد، دیگر انسان نمیتواند حرکت کند. این یک مسأله خیلی مهمّ بود.

