پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
13وقتی که انسان در قلبش میبیند راه خدا را طیّ میکند و برای خدا کار میکند، به اینها گوش ندهد، گوش ندهد یعنی حرفی به آنها نزند تا آنها این را القاء کنند؛ سکوت اختیارکند تا اینکه آنها نتوانند در انسان اثری بگذارند.
پس دستور اوّل سکوت بود؛
و دستور دوّم مراقبت در غذا و غذاهایی که برای انسان فایده دارد؛
و این دستور سوّم عزلت، یعنی به حال خود رسیدن، به حال خود فکر کردن، از تشویش و اضطراب و صحنههای هیجانانگیز ـ که آن آبی را که کمکم میخواهد گِلها و آلودگیهایش تهنشین بشود، به هم میزند و مشوّش و مضطرب میکند ـ انسان کناره میگیرد، آن صحنهها را تماشا نمیکند، آن کلمات را نمیشنود، حتّی خواندن هر کتابی که برای انسان ایجاد تشویش کند، ضرر دارد؛ «و وَقَفوا أَسماعَهُم عَلی العِلمِ النّافِعِ لَهُم.»1
فرض کنید بنده یک کتاب را در یک شب خواندم تا به صبح، خیلی علوم هم در آن بود، علوم حقّه هم بود، ولی موجب اضطراب و تشویش ذهن است نه آرامش؛ خُب، آن خاصیّت نیست. هر کتابی که برای انسان روح بخش و آرام بخش است، آن را مطالعه میکند که سالک را زنده میکند.
شب زندهداری، سهر
یکی دیگر از این دستورات بیداری سَحر است.
انسان قبل از اذان صبح یک قدری، یک چند دقیقهای باید بیدار باشد که موقع اذان صبح و بینالطّلوعین خواب نباشد، یعنی بین اذان صبح تا طلوع آفتاب خواب کراهت دارد؛ و قرآنی و ذکری بخواند ـ که حالا عرض میکنم که انسان چه کار باید بکند ـ مگر اینکه انسان عذری داشته باشد، یا حالش مساعد نیست، یا خسته است، یا مریض است، یا کسالت دارد، یا مثلاً شب خوابش نبرده، یا به طور کلّی ... پس بیداری آخر شب و بین الطّلوعین هم از چیزهای مهمّ است.
دوام ذکر و یاد خدا
یکی دیگر از چیزهایی که مهمّ است اینکه: انسان همیشه باید به فکر خدا باشد، گمشدهاش باید خدا باشد؛ این کار را میکند، آن کار را میکند، ولی مقصد چیست؟ خداست؛ دنبال خدا میگردد.
- نهجالبلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٦١؛ أنوار الملکوت، ج ١، ص ٨٠، تعلیقه: «[و این جماعت گوشهای خود را فقط در خدمت علومی که نافع است به کار گرفتهاند (به هر سخن بیهوده و لَغوی گوش فرا نمیدهند). (معلّق)]

