منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان
6پس بنابراین، این مسئلهی نزدیک شدن به حقّ ... لذا خیلی این مطلب، مطلب مهمّی است. این مسئله بسیار، مسئله مهمّ [ی] است که انسان در جریانات، کاری اوّل انجام بدهد که ارتباط خود را به آن وجود مطلق و به آن وجود تامّ قویتر کند. بعد مشغول آن کار بشود. قضاوتی میخواهد بکند اوّل دو رکعت نماز بخواند بعد آن قضاوت [را انجام بدهد] نسبت به افراد، خیلی فرق میکند فرض کنید که یک کاری را میخواهد شروع کند که در آن کار ارتباط با مردم دارد، دکانش را میخواهد باز بکند برای کسب، از منزلاش میخواهد بیرون بیاید، اوّل دو رکعت نماز بخواند بعد برود و دکانش را برای کسب باز کند بعد برود سر کارش. این خیلی تأثیرش بیشتر است چرا؟ چون نماز موجب تقرّب میشود و عملی که متعاقب با تقرّب انجام بگیرد به حقّ اقْرَب است از آن عملی که متعاقب او نباشد. اینها مالِ چیست؟ مالِ همین اخلاق روحانیین است «تَخَلَّقُوا بأخلاقِ الرُّوحانیین تَکونُوا مِنْهُمْ اوْ تَکونُوا مَعَهُمْ.»
خداوند متعال به مقتضای این مسئله، به مقتضای تساوی و آن جنبه عامّی که نسبت به همه مخلوقاتش دارد به همان جنبه، فیض و اعطاء و رزق خود را نسبت به همه یکسان و بدون تفاوت جاری میکند البته فیض خدا متفاوت است، فیض عامّ است، فیض خاصّ است. و آن خاصّ هم که خودش مراتبی دارد و هر کسی را بر طبق مشییت خودش و بر طبق تقدیر، انجام میدهد این را کم او را زیاد، فردا او را زیاد این را کم، این را از این طرف او را از آن طرف، اینها همهاش برای این است که انسان در این کم و زیاد، آن علم به توحید و علم به حقیقت و منشأ و سبب و مسبّب الاسباب برای او حاصل بشود اینها همهاش مالِ این است.
از یک طرف به یک شخص زیاد میدهد و همراه با زیاد دادن، افراد مستمند و محتاج را درِ خانهاش میفرستد. از یک طرف به یک شخص نمیدهد و بر اثر ندادن، او را به خود متوجّه میکند و او را جذب به خود میکند و حواسّ و فکر او را متمایل به خود میکند. این از این طرف. اینها همهاش حساب است ها! اینکه خداوند الآن اعطاء میکند این اعطاء از کجا آمده؟

