اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان

16762
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان

5
  • روایتی هست گرچه سند آن روایت معلوم نیست. و ممکن است که کلام بزرگان باشد که می‌فرمایند تخلقوا باخلاق اللَه. به اخلاق خداوند متخلّق بشوید. نظیر این مسئله از پیغمبر اکرم روایت شده است که می‌فرماید: «لَیسَ الْعِلمُ فِى الثُّریا حتّى یصْعَدَ الیه و لا فِى الارض حَتّى ینْزِلَ الَیه تَخَلَّقُوا بِأَخْلاقِ الروْحانین تکونُوا مِنْهُم»1 با قدری اختلاف در الفاظ. علم در ثریا و در آسمان نیست که شما صعود کنید و مُتِمَتِّع بشوید و یا در تُخُوم ارض نیست تا این‌که بروید پایین و آن را بدست بیاورید به اخلاق روحانیین شما متخَلِّق بشوید از آن‌ها می‌شوید. اخلاق روحانیین یعنی چه اخلاقی؟ یعنی آن صفاتی که لازمه‌ی تجرّدِ وجودی یک متعین است لازمه تقرّب به حقّ است لازمه‌ی تقرّب به حقّ، تخلّق به این اخلاق است، تخلّق به این اخلاق است.

  • شما ببینید خداوند متعال از صفاتش چیست؟ رازقیت است، از صفاتش چیست؟ جواد است هُوَ الْجَواد از صفاتش چیست؟ فیض است، فیاض از صفات پروردگار است از صفاتش چیست؟ اعطاء است هو المعطی، اعطاء. این‌ها از صفات پروردگار است این صفت، لازمه بساطت وجود است آن وجودی که هیچ گونه تعین ندارد و هیچ گونه محدودیتی ندارد چون صفات پروردگار صفاتی است که به اصل‌الوجود برمی‌گردد و چون وجود پروردگار وجود غیرمتعین و بَحْت و بسیط است پس صفات پروردگار به لحاظ نفس حقیقت وجود و نفس حقیقت هستی، ارزش پیدا می‌کند.

  • حالا هر کسی به هر مقداری که از نقطه نظر تجرّد وجودی، تجرّد او اکمل بود و اتمّ بود و اقْواء بود این صفات جمالیه و جلالیه حق در وجود او چیه؟ اقواء است، این هست. و هر شخصی که از نقطه نظر حقیقت وجودی این در مرتبه بعیدتری قرار داشت از این صفات پروردگار چیه؟ ندارد و این یک محک است.

  • ببینید در مجلس امام حسین (ع) ما شرکت می‌کنیم روضه سیدالشهدا علیه السلام باعث نور است باعث زدودَنْ و از بین رفتن کدورات است ذکر مبارک اباعبداللَه علیه السّلام موجب نزول رحمت است حالتی که برای انسان دست می‌دهد در آن مجلس، حالت رقّت و انبساط است این‌طور نیست؟ این مال چیست؟ بخاطر ذکر است، بخاطر ذکر سیدالشّهداء است در آن حال اگر بیایند از شما تقاضا کنند [که‌] آقا به یک فقیر کمک کنید خیلی راحت از جیبتان می‌دهید، خیلی راحت. حالا اگر بروید در یک جا که ذکر دنیاست، مسائل دنیا مطرح است می‌بینید حالت کدورت برای شما حاصل شد اگر یک فقیری بیاید می‌گویید برو پی کارت! همان فقیر اگر بیاید این کار را انجام می‌دهید. نماز می‌خوانید در حال نماز ذکر پروردگار است خود ذکر موجب رحمت است، موجب نور است می‌بینیم حالت انبساطی پیدا می‌شود حالت تجرّدی پیدا می‌شود. بعد از نماز یا در حین نماز اگر یک سائلی بیاید اگر یک شخصی [از] انسان تقاضایی کند اگر یک مسئله‌ای بخواهد انسان راحت او را انجام می‌دهد امّا اگر وقتی که برود در کوچه و بازار و امثال ذلک و آن حال از بین برود انسان نمی‌تواند چرا؟ آنجا مقام، مقام روحانیت بود.

    1. شرح اصول كافى (صدرا)، ج ٢، ص ٢١٣: و فى بعض الكتب: يا بنى اسرائيل لاتقولوا العلم فى السماء من ينزل به و لا فى تخوم الأرض من يصعد به و لا من وراء البحار من يعبر فيأتى به، العلم محصول فى قلوبكم تأدّبوا بين يومى بأدب الروحانيين و تخلّقوا بأخلاق الصديقين أظهروا العلم من قلوبكم حتى يغطيكم.
      التحقيق فى الإمامة و شئونها، ص ١٢٤: و يقول النبى (صلى الله عليه و آله و سلم): ليس العلم فى السماء فينزله عليكم و لا فى الأرض فيخرج إليكم، ولكنّه مودع فى نفوسكم، تخلّقوا باخلاق الروحانيين يظهر لكم.