منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان
10در علم همینطور است در قدرت همینطور است در مسائل دیگر همینطور است. کیست که به خدا قرض بدهد؟ از علمش دیگران را مُنْتَفَع کند؟ نگوید این علم مال من است نگوید اوتیتُه علی علمٍ نگوید این مال من است. بیاید وقت دارد برای یک کسی یک درس بگذارد چه اشکال دارد؟ فیضاعِفَه له خدا بِهِش زیادی میدهد خدا بِهِش اضافه میدهد.
این قرض یعنی چی؟ از نظر فقهی قرض عبارت است از اعطاء عَینٍ سواءٌ کانَ دِرْهَماً اوْ دیناراً اوْ غیر ذلک به عِوضٍ فی اجَلٍ که همان عِوَض چیست؟ در مقابل برای انسان [باشد.] این میشود چی؟ قرض. من کتابی را به شما قرض میدهم. یک ماهه شما آن کتاب را به من برگردانید. هزار تومان قرض میدهم شما مصرف میکنید یک ماهه هزار تومان برمیگردانید و هَلُمَّ جَرّا. این عبارت است از قرض.
حتّی مسئله این است که انسان وقتی که دارد از یک شخص قرض میگیرد خیلی راحت میرود قرض بگیرد ولی موقعی که دارد قرض میپردازد بخل میکند و سستی میکند اینها مال چیست؟ اینها مال چیست؟ اینها مال همین مسئله کثْرَت است دیگر. مسئلهی کثرت طلبی است دیگر، در حالی که باید به عکس باشد وقتی که انسان میخواهد قرض بگیرد باید خلاصه تأمّل کند مسامحه کند در گرفتن، و وقتی دارد قرض میگیرد دائماً باید ذهنش این باشد که من مقروضم، من مقروضم، هی باید بپردازم، باید بروم چکار بکنم. ولی میبینیم چیست؟ اصلًا عَوَض است مسائل عوض میشود چرا؟ چون هر چه این خود دیدن و برای خود انگاشتن و خود را محور دیدن تقویت بشود این جنبهی جود و این جنبه اعطاء کمتر میشود حتی نسبت به اونی که به دیگران هم مقروض است حتی نسبت به این قضیه.
«مَنْ ذَا الَّذِي يقْرِضُ اللَه قَرْضاً حَسَناً فَيضاعِفَهُ لَهُ وَ لَهُ أَجْرٌ كرِيمٌ» کیست که به خدا قرض بدهد؟ کیست در راه خدا انفاق کند؟ انفاق به مال، انفاق به علم، انفاق به کمک به مردم، انفاق به رزق، انفاق به عنوان رفع حوائج، کیست این کار را بکند تا خدا در مقابل بِهِش عوض بدهد؟ حالا اینها همه از یک مبدأ آمدهها، این را یادش رفته که تمام این اموال و این علم و این قدرت و این جمال و این کمال و اینها، همه از یک مبدأ آمده حالا آن مبدأ اینها را ندیده میگیرد میگوید بابا دو روز، این حسابی که تو در بانک داری این حساب اگر یک سال هم مراجعه نکنی این پولهایت آنجا است، حالا این از این حساب توی آن حساب باشد.

