اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان

16762
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم‌

  • بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم‌

  • وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبى‌القاسم مُحَمّدٍ

  • وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ‌

  •  

  •  

  • «وَالْحَمدُللّهِ الّذى اسْئَلُهُ فَیعطینى وَ ان کنْتُ بخیلًا حینَ یسْتَقْرِضُنى.»

  • حمد اختصاص به خدای متعالی دارد از این نقطه نظر که هرگاه از او طلب قضاء حاجتی را بکنم به من عطا می‌کند. درخواست کنم به من عطا می‌کند. وَ ان کنْتُ بخیلًا حینَ یسْتَقرِضُنى‌1. ولی از این طرف اگر او از من درخواستی کند من بُخل می‌کنم. بخیل هستم.

  • یکی از صفات مستحسنه، صفت جُود است. صفت جود از صفات مستحسن است. در همه‌ی اقوام و مَلل به عنوان یک صفت پسندیده و یک ارزش مطرح است. و این مسئله از کجا ناشی می‌شود؟ علّت استحسان این صفت چه چیز است؟ چرا این صفت، صفت مستحسنه است و بُخل صفت قبیح است؟

  • جهتش این است که انسان نسبت به سایر افراد یک وجه اشتراکی دارد. این بطور کلّی در همه مِلَل و در همه‌ی نحل، این مسئله قابل قبول و پذیرفته شده است که انسان نسبت به افراد و نسبت به سایر اشیاء اعم از حیوانات یا نباتات یک وجه اشتراکی دارد و آن وجه اشتراک عبارت است از حیات. انسان حی است. سایر افراد انسان هم حی‌اند. انسان حّی است و حیوان هم حی است، نبات هم حی است، یک جهت حیات، ما به الاشتراک بین انسان و سایر افراد است و همان‌طوری که حقّ حیات برای انسان حقّ اوّلی و حقّ طبیعی او محسوب می‌شود حقّ حیات برای سایر افراد و برای حیوان و برای نبات هم حقّ اوّلی و طبیعی او محسوب می‌شود.

  • اگر انسان بدون جهت یک درختی را از زمین بکند و بیآندازد کنار و آن درخت خشک بشود، این مسئولیت دارد. انسان نمی‌تواند این کار را بکند، بدون جهت یک درختی را بکند. بدون جهت یک علفی را از زمین بکند و بیآندازد کنار خشک بشود، نمی‌تواند این کار را بکند، چون آن درخت حقّ حیات دارد، حقّ زندگی دارد. انسان بدون جهت یک حیوانی را بکشد یک بزی تو کوه دارد می‌رود همین‌طوری انسان او را بکشد. این نمی‌تواند، این حرام است. یک وقتی یک منفعت مفیده و مُحَلَله بر این مترتب است اشکال ندارد. امّا اینکه صرفاً انسان یک بزی را می‌بیند توی کوه، خوشش می‌آید یک تیراندازی بکند، این حرام است کار حرام انجام داده و نمی‌تواند این کار را بکند.

    1. دعاى ابوحمزه ثمالى.