
منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان
منشأ نیکو بودن صفت جود و علت بخل انسان
12ولی ما تعجّب نکنیم، آقا هیچ تعجّب ندارد اصلًا، چرا؟ چون مسئله روشن است کسی این مطالب را میگفت که خودش اوّل شخصی بود که به این مطالب عمل کرده و این برای ما تمام است ما دیگر نیاز به کسی نداریم نیاز به چیزی نداریم. آخه یک نفر با ریش سفید یک عمر ذاکر اهل بیت توی این خونه ذکر امام حسین و مدح امام حسین و ائمّه را کرده بعد این موقع سر پیری این بدهند دستش که میاندازیمات تو زندان اگر ندهی! خیلی! واقعاً این دیگر شاهکار است! اینکه دیگر خیلی عالی است! این همهاش مال چیست آقا؟ مالِ بیراهه رفتن است وقتی انسان بیراهه برود، مسئله به کجا میرسد؟ به اینجا کشیده میشود دیگر، مسئله به اینجا کشیده میشود.
حالا شما آمدید و این کار [را] کردید خیلی خب، بکن. سوار ماشین میشود و میرود اینجا یک ماشین از رویت رد میشود تمام آنهایی که گرفتید به اضافه سه برابر باید بدهید هیچ هم به حساب نمیآید. هیچی هیچی به حساب نمیآید. آخر یا انسان وقتی که میآید در اینجا با قبول این معیارها و مبانی بیاید یا نیاید دیگر. آخر شما که دارید میآیید اینجا بالأخره اینجا یک مبانی دارد برای خودش، یک مقرّراتی دارد یک قوانینی دارد کاغذ که نفرستادند برای کسی، تازه این مطالب چیست آقا؟ این مطالب مالِ اصول اوّلیه و بدیهی قضیه است. نه مربوط به سلوک! این مربوط به انسانیت است اصلًا مربوط به سلوک نیست مربوط به اسلام نیست مربوط به تشیع نیست این به انسانیت برمیگردد حالا ما از انسانیت برویم روی اسلام و بعد هم تشیع و بعد هم سلوک اصلًا دیگر آن .... نه آقا! این نیست اصلًا، ما از مسائل انسانی بدور افتادیم نه از مسائل سلوکی! از اینها چی؟
(هُمُ الَّذِينَ يقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَه حَتَّى ينْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكنَّ الْمُنافِقِينَ لا يفْقَهُونَ)1 میگویند به پیغمبر و دورووریهای پیغمبر و حواریونشان پول ندهیم تا اینکه بر اثر فشار زندگی و این حرفها بروند، از دور پیغمبر بروند، نرویم بهشان پول بدهیم نرویم بهشان کمک بکنیم نرویم بهشان از مسائل و وجوهات و فلان و این حرفها بپردازیم باید بیایم به یکی دیگر بدهیم تا اینکه این دورووریها بروند، اینها چیز نشوند! احمقها. و لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ خزائن سموات مال خداست، خزائن مال خداست این حرفها چیست؟ ولکن المنافقون لا یفقهون، منافقین نمیدانند. این چیزهایی که من خدمتتان عرض میکنم چیزهایی است که من با گوش خودم شنیدم ها! نه اینکه خیال کنید از خودم درمیآورم سابق شنیدهام الآن دارم میگویم یک چیزی. سابق بر این، گذشته ها. آخر مگر حقّ را میشود با شایعه درست کرد؟ مگر حقّ را میشود فروخت؟ مگر حقّ را میشود معاوضه کرد؟ مگر حقّ را میشود؟ یعنی چی؟ این حرفها چیست؟ (وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكمُ اللَه قالَ الَّذِينَ كفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يشاءُ اللَه أَطْعَمَهُ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ مُبِينٍ2 در سوره یس است دیگر، وقتی میگویند انفاق کنید میگویند که چی؟ میگویند: «أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يشاءُ اللَه أَطْعَمَهُ.» اگر خدا میخواست انفاق میکرد. بله که اگر خدا میخواست انفاق میکرد ولی خدا میخواهد این نعمت نصیب تو بشود خدا این پول را که میخواهد به آن بدهد این پول را به این میدهد بعد میگوید تو برو از این بگیر و الّا این همان پول را میتواند به او بدهد. جایش را عوض کند. مشتری که میخواهد بیاید اینجا، این مشتری را بفرستد اینجا، آنوقت در این وسط میخواهد یک چیزی گیر این بیاید. وصیت میکنند به ثلث، اصلًا این وصیت به ثلث غلط است، وصیت به ثلث یعنی چی؟ آقا میخواهی در راه خدا پول بدهی همین الآن تو این دنیا بده! وصیت به ثلث معنا ندارد. همین الآن تا وقتی زنده هستی.
- سوره منافقون، آيه ٧.
- آيه شريفه ٤٧، سوره مباركه يس
