ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
9فردا به بقیّه گفت. بروید اینها را بگیرید و بیآورید، آقا رفتند به این علامت، این سهتا دزدها را گرفتند، آوردند، حالا نشسته قشنگ، تاج سلطنت مثلاً یا عمامه، هر چی بود روی سرش گذاشته روی تخت و این دزدها آمدند. ـ یکی از اینها [شب قبل] گفت من هر کی را ببینیم تا آخر عمرم میشناسمش ـ [این فرد] یک نگاه کرد رو کرد به بقیّه گفت این همان دیشبیها. درویشِ شاه عباسِ به این لباس آمده. اینها گیر افتاده بودند چه کار کنند؟ گفتند آقا قرار بود شما ریش بجنبانید. حالا ما اینجا گیر افتادیم، ریشی بجنبنان. شاه عباس هم خلاصه اینها را اِنعام کرد و آنها هم دست از کارشان برداشتند و خلاصه جزو همین دور و بری و اینها شدند در هر صورت حالا تمثیل یا هرچه هست صحبت در این است که از مقام استعلاء نباید انسان وارد بشود و حقّ را تحمیل کند.
این خیلی مهمّ است. ولو قضیه، قضیهای است که حقّ با انسان است. انسان باید از غیر مقام استعلاء با قضیه روبرو [بشود]. اگر در اِعمال حقّ آن مقام علو خود را مَدخلیّت داد، خدا یک جا به سرش میآورد. یعنی او را محتاج همین شخصی میکند که در مقام استعلاء وارد شده. همین. نباید اینطور باشد. چرا؟ چون حقّ ارزشش به چه چیز است؟ به حقانیت خودش است. حقّ چون حقّ است قِیمت دارد. نه چون از زبان شما این حقّ بیرون میآید و از این مقام، این حقّ الآن در خارج ظهور و بروز پیدا میکند. حقّ همیشه ارزش و قیمت دارد. چه شما بگوئید یا نگوئید.
چه در مقام استعلاء باشید یا نباشید. چه در مقام استادی و شاگردی باشید یا نباشید چه در اینجا از مقام پدر عائله و پدر خانواده مطرح بکنید. حقّ حقّ است. با توجّه به این مسأله، انسان باید این علو خود را کنار بگذارد و مثل یک فرد با طرف و با مقابل خود باید برخورد کند. اگر میبیند مطلب حقّ او قابل قبول نیست از وسائل و وسائط برای اِعمال استفاده نکند. بگذارد عادی باشد، نمیپذیرد، نپذیرد. اگر انسان این نحوه عمل را در مراقبۀ خودش مدّ نظر قرار داد این مسأله، تأثیر عجیبی در سرعت سالک در رفع مسائل و در رفع مشکلات دارد، خیلی تأثیر، تأثیر زیادی است. همهی افراد را انسان باید یکسان ببیند. همه را انسان باید تحمّل کند. همه را انسان باید تحمّل کند.

