ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
11انسان به واسطهی انتساب به یک فرد، از این انتساب سوء استفاده کند. خیلی بد است. میدانید در اینجا انسان چه کار باید بکند؟ انسان در اینگونه مواقع باید موقعیت خودش را عوض کند. فرض کند این در این طرف است، این در این طرف است. آن وقت چه تقاضایی دارد؟ چه تقاضایی از این طرف دارد؟ یک شخصی میآید به انسان یک اشکال میکند. یک شخصی میآید یک سئوال میکند. یک شخصی میآید به انسان یک ایراد میگیرد. حالا چون من در مقام استعلاء هستم میزنم، میکوبم، رَدع میکنم، فحش میدهم. سبّ میکنم، چرا؟ خب حرفی نزده، جواب بده آقا جان، یک ایراد از من بیایند بگیرند، آقا شما فرض کنید من باب مثال این اشکال را دارید. من بگویم غلط کردی. نمیدانم چه کردی و چه کردی. تو کی هستی؟ تو اصلاً چه کارهای؟ تو اصلاً کِی هستی که داری به من ایراد میگیری تو چه میگویی؟ این حرفها نیست. چرا؟ چون من الآن دارم از این موقعیتم سوء استفاده میکنم.
فرض کنم من جایم را با این عوض کنم. چه تقاضایی دارم؟ اگر خود من بروم همچنین اشکالی را از یک شخصی که بالاتر است بکنم و او به من سبّ بکند و فحش بدهد، من اعتراض نمیکنم به او؟ اگر همین موقعیت برای من تکرار بشود، من چه مسألهای دارم؟ اولیاء خدا اینطوری نیستند.
اولیاء خدا برایشان فرقی نمیکند. اگر وضیع از آنها طلب کند یا رفیع از آنها طلب کند. هیچ برای آنها فرقی نمیکند. اَبدا. اَبدا. اگر یک وضیع از آنها یک ایرادی بگیرد، یا یک رفیع از آنها یک ایرادی بگیرد، هیچ فرقی نمیکند. اگر جواب داشته باشد. جواب میدهند [اگر جواب نداشته باشند حق را به طرف مقابل میدهند، پس معلوم] میشود آن شخص بر حقّ بوده. ما حاضر نیستیم برای موقعیت خودمان بیائیم تقصیر را بر گردن خودمان بیندازیم [و بگوییم] که آقا! این شخص تقصیر ندارد. تقصیر مال ماست. ما انجام ندادیم. ما حاضر نیستیم. چرا؟ چون قضیه به ما برمیگردد. میگویند اشتباه کردی.

