ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
5فرض کنید که من باب مثال، یک رئیس جمهوری هست رئیس یک لشکری هست و این میخواهد یک مسألهای را در میان چند نفر، نسبت به یک نفر میخواهد اِعمال کند و حقّ با او است و میداند. امّا در اِعمال این حق، از قدرت ریاست جمهوریش استفاده میکند، اگر این یک فرد عادی بود. نمیتوانست این را زندان بیآندازد، امّا چون رئیس جمهور است میاندازد توی زندان. ولو اینکه حق با او استها. یعنی میاندازد توی زندان، برای اینکه به حرف این گوش بدهد. این غلط است. تو باید فرض کنی، یک فرد عادی هستی، آن وقت، بعد با این صحبت کنی. یک فرد عادی هستی.
میگویند شاه عبّاس خب دیگر شاه عبّاس از میان شاهان صفوی و اینها خب خیلی.... ما پادشاهانی داشتیم که اینها برای ترویج تشیّع و اینها، اینها بسیار پادشاهان مفیدی بودند و خیلی مؤثر بودند. یکی از آنها شاه اسماعیل صفوی بود که خیلی برای تشیّع قیام کرد. یکی از آنها شاه عباس صفوی بود و اینها. امّا حالا ما نمیخواهیم بگوئیم شاه عبّاس فرض کنید هیچ کار خلافی هم نمیکرد همین قدر در زمان شاه عبّاس، ایران یکی از دو قطب قوّی آسیای میانه بود. یعنی یکی ایران بود و یکی هم آن حکومت عثمانی بود و شاه عبّاس، مملکت شیعه را به قوّیترین نیروی در قسمت آسیا و خاورمیانه و اینها تبدیل کرده بود و دستش هم درد نکند.
نقل میکنند ایشان، آنطور که در حکایات نقل میکنند، ظاهراً هم اینطور بوده، بالاخره سابق بر این، آخه وقتی که میخواستند بروند یک جا دیدن کنند، بازدید کنند، از یک ماه قبلش نمیگفتند ما میخواهیم برویم فلان جا. طاق نصرت ببندند، شهر را آئین ببندند، صدها میلون خرج کنند از پول فقراء و بیتالمال، گاو و گوسفندها بکُشند، چی کار بکنند؟ نه، اینجوری نمیکردند، شهر عوض بشود. تبلیغات، تمام در و دیوار و همه را بگیرد، مَقدَم فلان، مَقدم فلان مبارک بادا. از این مسائل دیگر.

