ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
4خود پیامبر صورت او را روی خاک میگذارند و تمام کارها را انجام میدهند، میگوید خوش بحالت... حضرت فرمودند که از کجا؟ از کجا تو میگویی خوش به حالت؟ الآن قبر چنان او را در فشار قرار داد که نمیدانید فریاد او به هوا بلند شده. ـ من دارم میگویم حالا این ـ فرمودند چون این نسبت به خانوادهاش سختگیری میکرد. این بجای خود، آن هم بجای خود. هر کدام در جای خود.
نباید بگوئیم الآن که ما مسئول یک اداره هستیم، مسئول یک سازمان هستیم، تمام کارمندان، تمام عَمَله، تمام عُمّال، اینها، نه، اینطور نیست. امام رضا علیه السّلام عَبید زیادی داشتند، غلام زیاد داشتند. در موقعی هم که خصوصاً در مرو بودند، موقع عمل و کار که میشد، بعضی از اینها تخطی میکردند. از همین عُمّال. و حضرت آنها را مضروب میکردند و [میفرمودند] تخطی کردید. ولی موقع غذا که میشد سفره را که میانداختند همهی غلامان مینشستند با خود حضرت غذا میخوردند. یعنی هر مسألهای باید در جای خودش محفوظ بشود. حالا من امام هستم این عبد من است. اینها نه، این مسأله نیست. این باید سر جای خودش محفوظ بماند.
این صفت، صفت صفت رحمانی است و این صفت، برای تربیت انسان و سیر و سلوک انسان، عجیب، مؤثر است. یعنی برای تربیت انسان و یک سالک، باید موقعیت خودش را نسبت به افراد، افراد عائله، افراد عُمّال، کارمندان در اداره، معلم نسبت به تلامِذه و بطور کلی در هر موقعیتی، نباید انسان از یک موقعیت برتر و بالاتر نگاه کند.
من یک مطلب دقیقی را میخواهم در اینجا خدمتتان بگویم و آن اینکه، گاهی از اوقات انسان صددرصد، حق با او است. صددرصد، ولی در نحوۀ عمل، این حق را از مقام استعلاء به افراد میخواهد تحمیل کند، این غلط است. حق با این استها. درست است.
در یک مسألهای، فرض کنید که در یک مسألهی علمی در یک مسألهی اعتقادی در یک مسألهی اجتماعی در مسائل مختلف، حق با این است و میداند. امّا در یک موقعیتی قرار دارد که از آن موقعیتش برای اِعمال این حق میخواهد استفاده بکند. این باطل است. این مقدار حق و این مقدار باطل است، مزج شده و خلط شده بین حقّ و باطل.

