
ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
13ببینید! آن وقت ما میگوئیم ایشان سالک نیستند، ما سالکیم. ما اسم خودمان را سالک گذاشتیم، اسم خودمان را ولیّ میگذاریم، اسم خودمان را هزارتا چیز میگذاریم و بعد از کمترین، کمترین، کمترین مسأله نمیتوانیم بگذریم، اینها مال چه چیز است؟ و خدا برای انسان پیش میآورد. برای هر کسی هم پیش میآورد. درست از همانجایی که انسان نقطهی ضعف دارد، خدا یک مورد پیش میآورد. حالا باید امتحان پس داد. باید بگویی آقا من اشتباه کردم، بگویی اشتباه کردم، میگذری، نگویی اشتباه کردم وایسادی، همانجا وای میایستی. تکان نمیخوری. اگر این کوه دماوند از جایش تکان خورد شما هم تکان میخورید، هیچ فایده ندارد. راه خدا راه حقّ است. هر قدمی که برداشته میشود، باید با حقّ باشد. بخواهد نباشد، قدم اصلاً برداشته نمیشود. یک دیوار، سدّ چین، این دیوار چین در مقابل وایساده و نمیشود برود. حرکت نمیتواند بکند.
این مَرام، مرام اولیاء است. پس بنابراین سالک، باید خود را به این مَرام و به این صفات متّصف بکند. اصلاً سالک باید منتظر باشد که یک موقعیت این جوری به دست میآید استفاده بکند از این موقعیت، نه اینکه فرار کند. میبینید چه میخواهم عرض کنم؟ ما اگر برایمان یک موقعیت پیدا بشود. یک اشتباهی بکنیم، زود میخواهیم یک جوری فرار کنیم، از زیرش در برویم، سَمبَل کنیم. بالا و پائین، من چیز دیگری میخواهم عرض کنم. میخواهم [بگویم] اصلاً سالک منتظر باشد یک همچنین موقعیتی برایش پیدا شود. اگر نه! برود خودش جور کند ـ حالا شوخی میکنم نمیخواهد، خودش جور میشود. شما نروید جور کنید. خودش جور میشود. این یکی را حالا ـ حالا آن جور کردن آن یک مسألهی دیگر است که حالا نمیگویم، باشد برای بعدها، که در چه مواردی انسان باید خودش جور کند؟ آن فعلاً نه، همین که الآن خدا خودش جور میکند. این مقدار را اقلاً دیگر رد نشویم شمائی که میخواهید یواشکی رد بشوی، کی را داری گول میزنی؟ خدا را؟ یا خودت را داری گول میزنی؟
