ظهور صفت رحمت و سریع الاجابة بودن در اولیاء الهی
10پیغمبر اکرم چرا به آن موقعیت رسید؟ چرا؟ چون آمد و این جُهّال را در عالم کثرات تحمّل کرد. مردم همه اطفالند. اطفالند دیگر. جاهلند دیگر. خواستش این است. این خواستش این است. این طلبش این است. این تقاضایش این است. این....، همهی مردم، این کار را بکنیم. این کار را نکنیم. جنگ میکنند. جهاد میکنند، دفاع میکنند. اذیّت میکنند. حرف میزنند، اینها همهاش برای چه چیز است؟ برای جهل است دیگر، این پیغمبر همهی این مطالب را چه کار میکند؟ میآید تحمّل میکند. و تحمّل پیغمبر موجب شد که پیغمبر به آن موقعیت و به آن عظمت و به آن سِعه برسد. اگر پیغمبر در غارِ حراء بود و نمیآمد و با این مردم برخورد نمیکرد مدارا نمیکرد، مسامحه نمیکرد، مجامَله نمیکرد، پیغمبر، پیغمبر نمیشد. نمیشد. یعنی من میخواهم این را عرض کنم، خصوصیتی که پیغمبر در زمان وفات خودش داشت. آن خصوصیت را در زمان وحی، (اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ اَلَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ اَلْإِنْسٰانَ مِنْ عَلَقٍ * اِقْرَأْ وَ رَبُّكَ اَلْأَكْرَمُ)1 آن خصوصیت را نداشت. بعد پیدا شد.
چرا برای سالِک، ازدواج و عائله و تشکیل عائله، از مهمترین مطالب است؟ چرا؟ چون به واسطۀ ارتباط با عائله و صبر بر اطفال و صبر بر زن و مسائل و مُدارای با اطفال، یک وسعتی پیدا میکند که بدون این مسأله برای او حاصل نمیشود، اَبدا حاصل نمیشود. حتماً باید این باشد. بچّه، بچّه است. خب، بچّه بازی میکند. سر و صدا میکند، چه میکند. باید مُدارا کند انسان! خب گاهی اوقات یک مسائلی پیدا میشود، عیال انسان ناراحت است، زوجۀ انسان ناراحت است. انسان باید با او مدارا کند. نمیتواند نکند. در ادارهای که هست، در آن اداره باید رعایت آن عُمّال، کارمندان، افرادی که در آنجا هستند را بکند، حساب تکلیف را از حساب علو و استعلاء باید جدا کند. دو مسأله است و اِلاّ خب انسان با بقیّهی افراد چه فرقی میکند؟ بقیّه افراد هم همینطورند. وقتی که زور دارند اِعمال میکنند. وقتی که زور ندارند دستشان را میبرند بالا. ما هم همینیم وقتی زور داریم تحمیل میکنیم، وقتی که زور نداریم تسلیم میشویم و همینطور مسائل دیگر.
- آیات شریفۀ سورۀ مبارکه علق آیات ١ تا ٣

