ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک
7خب بالأخره این هم یک جور است دیگر، این هم یک قسم است. کارها همه روی حساب باید باشد کارها باید [برای] خدا باشد قبل از اینکه انسان به منفعت خودش فکر کند باید به خدا توجه داشته باشد وقتی که یک شخصی پیش انسان میآید اگر شما فکر این را میکنید که حالا من با این چه انجام بدهم باختید قافیه را، همین باختید، یکی بیاید پیش ما، ما بگوئیم که آیا این را قبول کنم، آیا این را قبول نکنم آیا مثلًا ببینم این چه نفعی دارد آیا به خاطر موقعیتش نکنم، ما قافیه را باختیم تمام شد و رفت. حالا ترتیب اثر بدهیم که دیگر واویلا! ترتیب اثر ندهیم دوباره برگردیم خب این دیگر حالا یک چیزی بالأخره، امّا اگر بیایم ترتیب اثر بدهیم آن که دیگر واویلا است! کار تمام است!
خدای متعال با افراد براساس هوای نفس که برخورد نمیکند از امام حسین خدا بیشتر خوشش بیآید تا از زیدابن ارقم، هر دو مخلوق خدایند هر دو مخلوقند آن امام حسین اطاعت کرد و سختیها را به خود خرید و خود را تربیت کرد و خود را به مرضای الهی رساند و تمام وجود و هستی خود را در طبق صدق و اخلاص در پیشگاه پروردگار قرار داد، شد امام حسین، آن زید بن ارقم نکرد این کار را، آن انس این کار را نکرد، آنها هم از اصحاب پیغمبر بودند آنها هم از چیز بودند.
لذا قیاسی که اولیا میکنند و مسائل را میسنجند و قضایا را که میسنجند با قیاسات ما فرق میکند، اصلًا تفاوت دارد آنها یک جور قضایا را نگاه میکنند ما یک جور، ما یک جور، اصلًا وضع آنها با وضع ما تفاوت دارد و ما این معنا را نمیفهمیم، ابدا، الّا اینکه شمّهای از حال آنها در ما تجلّی کند و الّا ما نمیفهمیم امکان هم ندارد بفهمیم.
در نیابد حال پخته هیچ خام *** پس سخن کوتاه باید والسّلام 1 - مثنوى معنوى دفتر اول

