ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
الحمدُلله الّذى ادْعُوهَ فَیجیبُنى وَ انْ کنتُ بَطیئاً حینَ یدعُونى.
دیشب عرض شد، مقتضای صفاتِ کمالیه حق، جمالیه و جلالیه که هر دو برای تربیت و برای به فعلیت درآوردن استعدادها مُلزم است.
این صفات کلیهی حق، کاشف از جنبه رحمانیت و رحیمیت پروردگار است، برای همه خلایق او به نحو مساوی وعَلَی السِوّی و همه افراد از این نقطه نظر، تفاوتی ندارند هیچ فرقی با هم ندارند.
يا أَيهَا النَّبِي إِنَّا أَرْسَلْناك شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً وَ داعِياً إِلَى اللَه بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً.1
یا در آن آیه دیگر میفرماید: وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا كافَّةً لِلنَّاسِ2. برای همه تو را فرستادیم. نه برای یک عدّه مخصوص. برای همه. برای آن کسی که میخواهد این مقدار رشد کند تو را برایش فرستادیم. برای آن کسی که میخواهد این مقدار رشد کند تو را فرستادیم برای آن کسی که میخواهد مراتب بالاتری را برود تو را فرستادیم و برای آن کسی که میخواهد به مرتبه علیا برسد، باز تو را برای او فرستادیم. وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا كافَّةً لِلنَّاسِ.
یا در آن آیه شریفه دیگر میفرماید: «وَ ما أَرْسَلْناك إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ».3
ما تو را رحمتِ برای همه فرستادیم رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ.
مسأله وَ قیاسِ قضیه، نسبت به ما و نسبت به ائمّه علیهم السّلام و اولیاء این قیاس مختلف است. ما در افراد نگاه میکنیم. و به واسطه خصوصیات و کیفیت افعالِ آنها و نظری که در ما متمرکز شده و تحقق پیدا کرده و بصیرتِ ما نسبتِ به اوضاع، یک حُکمی را برای شخصی به ضرر یا به نفع میکنیم و همه همینطورند.
تا وقتی که شخص رفیق انسان است و دوستِ انسان است. معایب او برای انسان مجهول است و به دیده اغماض نسبتِ به معایب نظر میکند. ولی همین که آن شخص یک قدری موضعش نسبتِ به انسان عوض شد، ما میبینیم که نه! کارهای او را یک قدری با دقّت بیشتری ارزیابی میکنیم. خُب او که فرقی نکرده ما هم که فرقی نکردیم ولی دید، تغییر پیدا کرده چرا؟ چون آن لحاظِ صداقت و حیثیت رفاقتِ قبلی الآن مُنتفی شده. بنابراین معیارها تفاوت پیدا میکند. تا وقتی که شخص، با انسان رفیق است اگر یک عملی را از انسان ببیند، چه بسا خوشش میآید و میخندد ولی حالا یک وقت میبیند سالیانِ سال از این قضیه گذشت و اوضاع و احوال مُتغیر شد، بعد همان عملی را که سابقاً خود او از این عمل تمجید میکرد، الآن به عنوان عیب پیش دیگران مطرح میکند. این مال چیست؟ به خاطر این است که، معیارها تفاوت پیدا میکند. به واسطه رفاقت، یک قضیه واحده دو صورت پیدا میکند. یک قضیه واحده در یک موقع مُسْتَحسَنْ و در موقع دیگر چه میشود؟ قبیح شمرده میشود. و مال چیست؟ مال نفس است. اینها همهاش مالِ عالمِ نفس است.
- سوره احزاب آيه ٤٤ تا ٤٦.
- سوره سباء آيه ٢٨.
- سوره انبياء آيه ١٠٧.

