اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک

15234
سال 1419
جلسات

ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک

17
  • شب در آن حجره همی برد انتظار *** بر امید وعده آن یار غار
  • منتظر بنشست و خوابش در ربود *** اوفتاد و گشت بی خویش و غنود
  • ساعتی بیدار بُد خوابش گرفت‌ *** عاشق دلداره را خواب ای‌شگفت؟
  • تو به دنبال معشوق هستی خوابت می‌برد

  • بعد نِصْفُ اللَّیل آمد یار او *** صادقُ الْوَعدانه آن دلدارِ او
  • عاشقِ خود را فتاده خفته دید *** اندکی از آستین او درید
  • گردکانی چندش اندر جیب کرد *** که تو طفلی گیر این می‌باز نرد
  • چون سحر از خواب عاشق برجهید *** آستین و گردکان‌ها را بدید 1
  • این عاشق نبود آقا! عاشق که این نیست! می‌دانید عاشق چیست؟ همیشه مرحوم آقا این شعر را می‌خواندند

  • رنج راحت دان چوشد مطلب بزرگ‌ *** گرد گله توتیای چشم گرگ‌ 2
  • توتیا می‌دانید چیست؟ توتیا در طبّ قدیم یک گیاهی بود که دارای خواص و فلان و این حرف‌ها بود و این را وقتی در چشم می‌زدند می‌گفتند در روز ستاره را می‌تواند ببیند! حالا یا راست یا مثلًا مبالغه، اصلًا کیفیت را عوض می‌کرد و فلان و این حرف‌ها. این توتیا بود اسمش و خواصّی هم داشت و اهل کیمیا و این‌ها هم خلاصه در این مسائل و این‌ها از آن استفاده‌هایی می‌کردند حالا این گلّه که حرکت می‌کند یک گردی از خودش متصاعد می‌کند غباری متصاعد می‌کند گرگ هم از پی این گوسفند دارد می‌آید خب خاک می‌رود در چشم گرگ ولی نه تنها گرگ خسته نمی‌شود بلکه مانند توتیا این گرد هی چشمش را بیشتر باز می‌کند چرا؟ چون به وصال گوسفند می‌خواهد برسد می‌خواهد گوسفند را بخورد، این گرد را بشارت می‌بیند برای رسیدن به او پس مثل توتیا با این عمل می‌کند این چیست؟ این عاشق است.

  • رنج راحت دان چوشدمطلب بزرگ‌ *** گرد گله توتیای چشم گرگ‌
  • امام سجّاد علیه السّلام در مناجات خمسة عشر می‌فرماید: مرحوم آقای حدّاد هم این مناجات را زیاد می‌خواندند مناجات مریدین را مناجات محبین را «وَ الْحِقْنا بِعِبادِک الَّذینَ هُمْ بِالْبِدارِ الَیک یسارِعُونَ وَ بابَک عَلَى الدَّوامِ یطْرُقُونَ»3 ما را ملحق کن به آن افرادی که در سبقتِ به تو، از همدیگر دارند سبقت می‌گیرند بقیه را پشت سر می‌گذارند بِالْبِدارِ الَیک‌ به مسابقه و رسیدن به تو یسارِعُونَ سرعت می‌کنند در این مسارعه‌ وبابَک عَلَى الدَّوامِ یطرُقُون‌ این‌ها چه کسانی هستند؟ این‌ها آن‌هایی هستند که دردمندند دردشان را شناختند، فهمیدند وضعشان را، دیگر نیاز به راهنمایی ندارند وقتی کسی دردش را شناخت خودش می‌آید دیگر، خودش می‌آید.

    1. مثنوى معنوى- دفتر ششم
    2. شيخ بهايى- مثنوى نان و حلوا
    3. مناجات مريدين خط ٣.