اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک

15234
سال 1419
جلسات

ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک

16
  • خب این چیست؟ یک واقعیت است دیگر، این معنایش چیست؟ معنایش این است که شما تا بحال آن‌طوری که باید و شاید که نبودید! شما با آقای انصاری بودید با آقای حدّاد بودید با آقا بودید ولی کجا بودید؟ چند دنگ را در این‌جا گذاشتید؟ چقدر در این‌جا مایه گذاشتید؟ خب این نبوده این‌طور. ما هم همین‌طور، همه ما همین‌طور. این‌ها مال چیست؟ این‌ها مال این است که درد وجود ندارد درد وجود داشته باشد اقدام می‌شود. آقا فلان چیز! بفرمایید! آقا فلان چیز، بفرمایید. چرا؟ اصلًا دنبال می‌گردد معطّل نمی‌کند، معطّل نمی‌کند. چرا؟ چون درد دارد می‌خواهد دردش درمان پیدا کند از سر سیری که نمی‌آید یک کاری را انجام بدهد. می‌خواهد به نتیجه برسد می‌خواهد از ثانیه ثانیه عمرش استفاده کند من که این مطالب را خدمتتان عرض می‌کنم چون خودم پدرم را دیده بودم و می‌گویم ها! پدر ما از سر سیری نرفت رسید. پدر ما همیشه همین‌طوری که دیشب گفتم خودش را بدهکار می‌دانست همیشه پدر ما خودش را دردمند می‌دانست همیشه ایشان نسبت به موقعیت خودش ظنین بود ظنین بر عمر، ظنین بر عمر، بر حیات، لذا چیست؟ تعقیب می‌کند.

  • پس بنابراین مسأله‌ی مهم .... یک قضیه‌ای عرض کنم حضورتان که چندی پیش بود الآن در فهرست نگاه می‌کردم دیدم که چیز خوبی است حکایت آن عاشق که شب بر امید وعده‌ی معشوق می‌آمد بدان وصال که اشارت بر [آن رفته بود] بعضی از شب را منتظر بود تا خوابش ربود معشوق آمد و جیبتش را پر گردکان کرد و رفت‌

  • عاشقی بوده‌ست در ایام پیش‌ *** پاسبان عهد اندر عهد خویش‌
  • سالها در بند وصل ماه خود *** شاهمات و مات شاهنشاهِ خود
  • گفت روزی یار او که امشب بیآ *** که بپختم بهر تو من لوبیا
  • در فلان حجره نشین تا نیم شب‌ *** تا بیایم نیم شب من بی‌طلب‌
  • مرد قربان کرد و نان‌ها پخش کرد *** چون پدید آمد مَهش از زیر گرد