ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک
12یک وقت یکی از این دوستان و رفقا میگفت که اهل بیتم یک روز خدمت مرحوم آقا بود گفت: که آقا! من اگر شب تا صبح شکر خدا را بکنم که ما را هدایت کرده و در دست شما قرار داده نمیتوانم از عهده بربیایم، آقا فرمودند اگر تا قیامت شکر کنی نمیتوانی از عهده بربیایی، شب تا صبح! هنر کردی! سه ساعت شکر کنی! آقا نه اینکه بگویند چون تو پیش ما آمدی، نه! صحبت آقا پیش من نیست چون راه را پیدا کردی، من نه یکی دیگر! برای خودشان هم همین را میگویند مگر نمیگویند اگر من خدمت علّامه طباطبائی نمیرسیدم خسر الدّنیا والاخره بودم خب خودشان هم همین را میگویند دیگر، چرا؟ درست است تا قیامت هم نه! چرا؟ چون آن طرف قضیه ابدیت است، ابدیت را میخواهید چه کار کنید شما؟ شما دو روز دنیا را نمیتوانید صبر کنید یک خورده با مشکلات! بنده خدا آن طرف قضیه دیگر دو روز نیست آن طرف قضیه به اضافه بینهایت است آن طرف قضیه دیگر دو سه روز نیست.
«صَبَروُا ایاماً قَلیلة أعْقَبَتْهُم راحَةًطویلة» یک چند روزی را صبر کردند، هفتاد سال، آقا چقدر عمر کردند؟ هفتاد و دو سال دیگر، هفتاد و یک سال هفتاد و دو سال عمرشان بود، خیلی خوب هفتاد و دو سال زحمت، ما میدانیم چه به سر آقا آوردیم! زحمت رنج فلان این حرفها را تحمّل کردند، بعدش چند سال، بعدش به کجا رسیدند؟ در بینهایت به بینهایت رسیدند به بینهایت در بینهایت. خب حالا ارزش ندارد؟ حالا انسان هفتاد سال سختی، یک تک تومانی یک آبنبات به آدم میدهند. یک آبنبات! ول نمیکنیم. راست است و درست است که اگر تا قیامت هم شکر کنیم ما نمیتوانیم، بنده این را اعتراف میکنم. بنده اعتراف میکنم که اگر تا قیامت شکر کنم نمیتوانم از عهده آن زحمات و آن راهنماییها و تربیت و آثاری که از مرحوم آقا خب در ذهن دارم در خیال دارم در نفسم دارم، نمیتوانم از عهدهاش بربیایم و واقعیت هم همین است.

