ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک
11پس بنابراین میبینید این چه وضعیت و چه کیفیتی دارد؟ حضرت موسی به واسطه این نافرمانی که برّه میکند و از گوسفند و گلّهی خود جدا میشود دنبال او میدود پایش آبله میشود ها! پایش آبله میشود برای اینکه او را بگیرد. حالا برای اینکه او را بگیرد [و] ذبحش کند [و] غذا درست کند؟ نه! برای اینکه گرگ او را ندرد! پس خودش را به آبله و مرض میاندازد برای چه؟ برای مصلحت او! برای اینکه او را از خطر گرگ نجات دهد. دیشب عرض شد دیگر،
خر گریزد از خداوند از خری *** صاحبش از پی ز نیکو گوهری او از خریت از صاحبش فرار میکند هی فرار میکند تند میکند صاحبش دنبالش است به خاطر چه؟ به خاطر اینکه گرگ ندردش، گرگ پارهاش نکند حیوان پارهاش نکند هی او فرار میکند میرود دنبالش و این خصوصیت خصوصیت چه است؟ صفات پروردگار است که این کار را میکند.
حالا ما چرا اینطور هستیم؟ ما چرا اینطوریم؟ چرا ما بطئ هستیم؟ چرا؟ چون ما جهل داریم. ما جهل داریم. جهل ما، ما را به بُطئ انداخته جهل ما، ما را به دوری انداخته اگر ما اطّلاع داشتیم اگر ما علم داشتیم، ما که نمیآمدیم ما پیشاپیش حرکت میکردیم ما جلو، جاده صاف کن برای اولیاء بودیم نه اینکه آنها را جلوی خود بیاندازیم و جادّهی ما را صاف کنند ما موجب تسهیل در کار بزرگان میشدیم نه اینکه آنها را همیشه سپر قرار بدهیم برای کارهای خودمان. اینها مال چه است؟ مال جهل ماست آن شخصی که خلاء دارد و نقص دارد به دنبال کامل میگردد و راه او را هموار میکند این درد ما، درد جهل است درد ما، درد بیدردی است درد بیدردی دردی است که دوا ندارد اگر احساس درد بکنیم به دنبال طبیب میرویم احساس درد نکنیم، نه! نمیرویم.
بچّه وقتی مریض میشود باید آمپول بخورد داد بیداد هوار آقا آمپول نخوری میمیری نه! من آمپول نمیخواهم بخورم چرا؟ چون درد را احساس نمیکند درد را احساس نمیکند اگر بر اوضاع خودش واقف بودی و اگر میدانست که این مرض و این دیفتری موجب هلاکت او بودی زودتر از پدر و مادر به داروخانه میرفت و واکسنش را میگرفت، زودتر از پدر و مادر و جلوتر خودش را به دکتر و بیمارستان میرساند، ولی [چون] به عواقب قضیه اطّلاع ندارد چون اطلاع بر درد خودش ندارد لذا از واکسن زدن از آمپول زدن از ضدّ دیفتری زدن چه کار میکند؟ فرار میکند! میگوید نمیخواهم چرا؟ چون سوزش دارد چون آمپول، ابرَه، سوزش دارد، این سوزشِ خود را ترجیح میدهد بر هلاکت دایمی، یک خورده میسوزدها! یک ساعت بعد خوب میشود این سوزشِ یک ساعته را بر هلاکت ابدی ترجیح میدهد! عجب آدم احمقی!

