ضرورت حالت نیاز و طلب در سالک
5در یک هفته شما میبینید یک فتوا به یک شکل است هفته دیگر فَتوی تغییر پیدا میکند، این مال چیست؟ مال همین است دیگر. شیخ محمّد تقی که الان در قزوین به عنوان شهید ثالث است. این از آقایانی بود که مخالفِ صددرصدِ نماز جمعه بوده و حتّی نماز جمعه را حرام میدانست. یک بنده خدایی هم در قزوین نماز میخواند و این دائماً در هر مجلسی طعن و ردّ و قدح و امثال ذالک نسبت به این داشت. او یک هفته آمد طهران کار داشت. این یک هفته رفت جایش ایستاد نماز، نماز جمعه خواندن، وقتی یارو برگشت. دید ا، ایشان موقعیت را گرفته. گفت من نمیدانم با یک طهران رفتن فتوی عرض بشود، این خیلی عجیب است. یک هفته من نباشم فتوای حُرمت تبدیل به وجوب بشود. حالا بابا یک پلّه، یک پلّه بیا، اوّل مکروهش بکن، بعد مُباحش بکن، بعد مستحبش بکن بعد برو بالا.
دیدید بعضی وقتها درجه میدهند؟ مثلًا درجه پاسبان است میشود رئیس پاسبان، بعد میشود .... یک وقت پاسبان است میشود رئیس شهربانی. این، این خیلی ...، این عجیب است یعنی یکدفعه کسی از پاسبانی بشود رئیس شهربانی یک کشور. حالا از حُرمت یک مرتبه مُنقلب به وجوب بشود، این دیگر واقعاً بله ...، ولی هیچ اهمیتی ندارد. یک دو سهتا فرمول کفایت میکند یک چندتا فرمول و آیه و روایت و این طرف و آن طرف، و کفایت میکند و بله ...
من در یک مجلسی بودم که از یک نفر تنقید شد در آن مجلس، به عنوان اینکه این اصلًا مجتهد نیست. این اصلًا صلاحیت ندارد. این اصلًا قابلیت ندارد. این اصلًا چه ندارد و خیلی عجیب، ما او را امتحانش کردیم. ما او را چه کردیم. ما فلان کردیم و ... خیلی خلاصه از آن بنده خدا قدح خیلی عجیبی میشد. ما گذاشتیم طرف خوب که خلاصه هرچه داشت به میدان آورد و به عنوان یک طلبه عادی معرّفی کرد. بعد گفتم که آقا این مطالبی که شما میفرمایید با اجازه اجتهادی که فلان آقا به ایشان داده منافات دارد. این اصلًا نمیدانست. و آن آقا کسی بود که ایشان از مُریدان او بود، و کلام او برای این تمام بود. گفت عجب، گفتم بله آقا، ایشان اجازه اجتهاد از فلان آقا دارد. و یکی از مُسَلّمات است. یک خورده این وَرَ کرد و حالا ببینم و فلان و یک مدّت گذشت و بعد گفت: اینطور ما خیال میکردیم. فلان و اینها، آقا این حرف کم کم برگشت و .....

