لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
9مرحومِ آقا میفرمودند که یک سال ما با عدّهای از رفقا به حج رفتیم. تقریباً حدود هفده، هیجده نفر بودند. از میان اینها ریش سفید بودند معمّر بودند بزرگان بودند و دیگر از زحمتکشیدگان راه بودند و افرادی که خب عدّهای را دیده بودند و چه بودند و بالا، پایین، از این حرفها. همه جور، همه قِسم؛ و مخدّرات هم بودند با ایشان. تو اینها یکی بود که من یادم هست، خیلی توجهّی به این نمیشد. روی هم رفتهاش، خیلی همچنین توجهّی نمیشد. اینها با هم رفتند، مکه و برگشتند و اینها. در سفر تابستانی که ما به مشهد مشرّف شده بودیم. یک شب، سر سفره نشسته بودیم. به مناسبت، من یک سؤالی از مرحومِ آقا کردم. راجع به خصوصیتِ امام رضا علیهالسّلام در بین سایر ائمّه، ایشان جواب ما را دادند و بعد مسأله به مکه به چه نحوی؟ نمیدانم کشیده شد، آقا فرمودند در این سفر مکه، فلانی خیلی فایده کرد. از میان این هفده هیجده نفر، ریش سفید و چه و چهدار آنهایی که محلّه را دارند و یک شهر [را] دارند و کدخدا و فلان و این بالا بیا، از میان همه اینها، این فلانی استفاده کرد. فایده برد.
به این حرفها نیست جانِ من. بنشینیم کنار و ... اینها مال این دنیا است. خیلی رُک و پوست کنده به شما میگویم. اگر هم تا حالا چیزی تو کلّهمان است، بریزیم دور. حرفِ اوّل و آخر را زَدَم ها. این حرفها مالِ این دنیا است خودمان را بیخود معطّل نکنیم. سیسال بابامون علّاف ما بود. محضِ رضای خدا، دو روز را بیاییم درست فکر کنیم. دو روز را بیاییم بنشینیم واقعیت را بسنجیم؛ و من در اینجا، اعتراف میکنم به همین دو چشم خودم دیدم هر کسی در این راه در مقام ادّعا بود سقوط کرد. با همین دو چشمم دیدم. نه اینکه شنیدم. هر کسی که در مقامِ ادّعا بود. من کیام؟ من که خواهم شد؟ من بالا هستم من پایین هستم. هر کسی ...، سقوط کرد؛ و هر کسی که صدایش درنیامد، یواش میآمد، میرفت. به هیچ چیز هم کار نداشت. این بُرد، این بُرد.

