لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
8داند و خر را همی راند خموش *** بر رُخت خندد برای روی پوش 1 بیایید بروید.
خداوند متعال نظرش نسبت به بندگان، نظرش، نظرِ ابُوَّت است نه نظر، نظرِ بُنُوَّت و اخُوَّت و سایر اقسامِ نَسَب و سَبَب. نظر، نظرِ اب است. اب، اب تکوین. نظر، نظرِ علّت است نسبت به معلول. نظر، نظرِ فاعل است نسبت به مُنفَعِل. نظر، نظرِ واجب است نسبت به ممکن. نظر این است؛ و برای این فرقی نمیکند. اصلًا در آنجا خدا، این را انتخاب کرده است، آن را انتخاب کرده، این را دلش میخواهد، آن را دلش میخواهد نیست. اینها مالِ ما است. ما در این حال و اهوی سیر میکنیم. خدا از این خوشش آمده این را انتخاب کرده. خوش آمدن یعنی چه؟ بد آمدن یعنی چه؟ آن مقام اختیار اصلًا مقامی است که در تصوّر ما نمیگنجد. ما براساس همین عِلَل و عوامل مادّی مسائل را قیاس میکنیم. امّا او، چه تصوّری دارد؟ او چه مشیتی دارد؟ او چه نحوه اختیار و ارادهای دارد؟ اصلًا ما نمیفهمیم. چون اصلًا نمیفهمیم که او در چه مقامی دارد اختیار میکند؛ و اراده و مشیتش تعلّق میگیرد. اصلًا اینها را ما نمیفهمیم که حالا مقایسه کنیم با این مسائل و قیاساتِ عالمِ دنیا و عالمِ مادّه. او نظرش نسبت به همه بندگان، عَلَیالسّوی است. همه عَلَیالسّوی است.
یک کسی از دوستان بود، سابق، از رفقای مرحومِ آقا، مرحوم آقا به واسطه بعضی از مسائل و اینها، این را با بعضی از بزرگان هم یک ارتباطی داده بودند؛ و این بنده خدا عوضی فهمیده بود. خیال کرده بود حالا کسی است. حالا برو، بیا فلان این حرفها. یک روز به من گفت: من در خودم میبینم که به مقامِ فنا برسم. در خودم میبینم. گفتیم بَه! انشاءاللَه مبارک است. هر وقت رسیدی، دستِ ما را هم بگیر. یک روز گفت به نظر شما کدام یک از شاگردانِ آقا قویتر است؟ من گفتم آن کسی که از همه خودش را ضعیفتر ببینند. میخواست من بگویم، تو. با ما هم خیلی خوب نبود، همیشه ما همینطور بودیم. معمولًا خودمان را نخود هر آشی میکردیم، بله بله! لذا با ما خیلی سَرِ آشتی نداشت. خوب نداشته باشد. عیب ندارد. مشکلی نیست. الآن هم همینطور است. مسائل فرقی نکرده است. هیچ فرقی. گفتم آقا جان اینها تخیلات است؛ و این تخیلات آخر کار دستت میدهد؛ و کار هم دستش داد.
- مثنوى معنوى- دفتر اول

