لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
6ذرّه ذرّه کاندر این ارض و سماست *** جنس خود را همچو کاه و کهرباست سلیقهها مختلف است ذوقها مختلف است افکار مختلف است خب نمیشود دیگر، آقا آمده کربلا به جای اینکه بیاید زیارت بکند رفته سراغ دکانها، کدام یک از اینها دوچرخه میفروشند، از ایران دوچرخه صادر کنند! آن آقا رفته کربلا .. من به آن مسؤول گفتم آخر آقای فلان شما به من اعتراض میکنی چرا ... نگاه کن خودت نگاه کن ببین چه اوضاعی است؟ بعد از یک عمری، شصت سال، بلند شده عتبات آمده، سراغ اینکه بالأخره اینجا دوچرخه میتواند از ایران صادر کند؟ اینجا نفعش چطور است و فلان است؟ این! مردم اینند!
تمام روابطی که در این عالم هست براساس یک هدف مادّی است هدف مادّی و هدف، هدف دنیایی است حتّی برادر با برادر براساس هدف مادّی است براساس اهداف مادّی است پدر و پسر، مادر و پسر، برادر با برادر، خواهر با خواهر، تا وقتی که انسان نیاز و احتیاج دارد روی خوش به طرف نشان میدهد وقتی که آن احتیاج برطرف شد شما مشاهده میکنید که کمکم در وضع او هم تغییر پیدا میشود این مال چیست؟ مال دواعی است، دواعی مادّه.
امّا خداوند براساس چه داعی با ما ارتباط دارد؟ آیا احتیاج دارد به ما؟ خداوند به ما احتیاج دارد؟ احتیاج ندارد آیا این ایمان در خداوند تأثیر میگذارد؟ آیا کفر انسان اثر منفی در ذات مقدّس پروردگار ایجاد میکند؟ ابداً! چرا؟ چون خودش علّت است. چون خودش مبدأ همه اینها است وجود پروردگار منشأ همهی کمالات است و مبدأ همه کمالات است پس چطور ممکن است ایمان زید و کفر عمر و تأثیر اثبات و نفی در وجود خدا بگذارد؟ چطور ممکن است؟ اصلًا استحاله دارد.
من نکردم خلق [امر] تا سودی کنم *** بلکه تا بر بندگان جودی کنم 1 از آن طرف اصلًا داعی وجود ندارد شما تصوّر کنید که خداوند نظر لطف او نسبت به یزید کمتر است از نظر لطف او نسبت به امام حسین علیهالسّلام. ابداً اینطور نیست خداوند نظر لطف و مرحمت او نسبت به معاویه کمتر است از نظر لطف و محبّت او نسبت به امیرالمؤمنین علیهالسّلام، خدا که براساس دعاوی نفسانی با مخلوقش ارتباط ندارد خدا که براساس دعاوی نفسانی ....، یکی قشنگ است خدا دوستش داشته باشد یکی قشنگ نیست خدا بدش بیاید. اصلًا این حرفها نیست خلق و مخلوق در نزد خداوند متعال یکسانند و همهی اینها مخلوقند و همهی اینها یکسانند. یکسان هستند.
- مثنوى دفتر دوم

