
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
18مرحوم آقا، از وقتی که پیش آقای حدّاد رفت، همیشه خودش را بدهکار فرض میکرد. آدم بدهکار هیچ وقت اعتراض نمیکند. هیچ وقت، ان قلتُ ان قُلت نمیکند. آدم همیشه چه؟ بدهکار است دیگر. طلب ندارد دیگر. طلب به کی؟ حالا آقا پیش آقای حدّاد نمیرفت. آقای حدّاد چه ضرری میکرد؟ چه ضرری میکرد؟ او که درمیآید میگوید:
آنکه در خانهاش صنم دارد *** گر نیاید برون چه غم دارد؟ 1 حالا یکی مثل آقای علّامه طهرانی، سید محمّد حسین نرود پیش او. نرود. او تا حالا تنها بود، بقیه عمرش را هم تنها میگذراند، این وسط کی فایده برد؟ آقای آسید محمّد حسین فایده برد. این رفت شد کذا و کذا، همین هم نسبت به ایشان و بقیه. این هم همین است.
در همین قُم زمستان، وقتی که مرحومِ آقا تشریف آورده بودند، یک شب یک خوابی دیده بودند. در جریان عروسی و زفاف اخوی آسید علی خب، ما همین منزل بیرونی بودیم پیش ایشان. یک روز
صبح داشتم میرفتم [گفتند] فلانی من دیشب یک خوابی دیدم، وَ البته، تعبیر صریح به خواب نبود. ولی همچنین، ایشان نمیخواستند مثلًا صریح بیان کنند یک چیزی را. حالا خواب بود، هرچه بود، ظهورات و مسائلی بود؛ و میخواستند بفرمایند که فلانی! آن مسائلی که مطرح میشود، اگر ذرّهای از هوای نفس و دخالتِ نفس در آن باشد، روز قیامت پوستِ آدم را میکنند. پوست آدم را میکنند شما به چه حسابی این امر را به فلان بندهی من کردی؟ و یک سر سوزن منافعِ خودت در آن دخیل بود؟ برای چه یک همچنین امری کردی؟ حالا فهمیدید که فرق بین اولیا و غیراولیا چیست؟
ولی اصلًا خودش را به حساب نمیآورد آقا این شوخی نیست، این یک مسئله تکوینی است، هر کسی میگوید من خودم را به حساب نمیآورم. بگذارید او را کنار، معطّل نکنید! این یک قضیه تکوینی است. ببینید اگر اینطور هست. والّا اگر اینطور نبود بابا ادّعا است. مسئله مشتبه شده. اصلًا ولی خود را به حساب نمیآورد. اصلًا منافع خود را به حساب نمیآورد. اصلًا خواستی برای خودش در نظر نمیگیرد هرچه هست فقط این است. هرچه هست خودش است امّا آنچه را که برای این میآید گاهی اوقات چه هست؟ گران است، اینجا را باید چه کارش کنیم؟ این انشاءاللَه دیگر برای جلسهی بعد.
- .؟
