
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر
15دیگر ما خودمان میدانیم چه شیشه خوردهای داریم در خودمان. ما بیخود که به آقا تسلیم نبودیم. حالا شما نگاه کنید. ببینید این امیرالمؤمنین که اینطور است. نظرش نسبت به بندگان و به خلق، چه جور است؟ میتواند تفاوت بگذارد؟ هیهات، هیهات؛ که بخواهد تفاوت بینِ فرزندانش و بین بقیه بگذارد. چرا؟ مظهر حق شده است. این علی مظهر تجلّی صفاتِ حق است. دیگر نمیتواند فرق بگذارد. لذا میگوید چه؟ «انَا وَ علىٌ ابَواهُ هَذِهِ الامّهَ»1 ما پدر این امّتیم؛ یعنی همه افراد برای ما چه هستند؟ فرق نمیکنند. یک پدر، فرزندانش برایش چه هستند؟ تفاوت نمیکنند دیگر. هم این فرزند است هم این و هم آن. حالا خودِ فرزند، باید از این حُسن التفات پدر نسبت به خودش استفاده کند. خود را چه کار بکند؟ خودش را بیاورد جلو. امّا پدر، نسبت به هیچکدام کوتاهی نمیکند. چون همه فرزندش هستند همه یکی هستند. کوتاهی نمیکند.
حالا یک همچنین کسی در مقام عطوفت چه هست؟ سریع الاجابه است. پس بنابراین، چه فرق میکند که ما بگوییم. «الحمد للّه الذّى ادعوه فیجیا بنی یا الحمد لرجل الّذى. الحمد اللامام. الحمد للرسول؛ که ادعوه فیجیا بنی»، چرا؟ چون آن هم همان است. آن هم مظهر تجلّی همین صفاتی شده که به خاطر همین صفات ما او را حمد میکنیم. چون ادعُوهُ فَیجیبُنى، الحمدُلِلّه؛ و چون امیرالمؤمنین و چون امام مجتبی و چون حضرت سجّاد و حضرت باقر و ائمّه و اولیا. این هستند این چه هست؟ حَمْدْ مال اینها است. ولی از باب ادب چون الحَمْدْ اختصاصِ به خدا دارد و اینها مظهر او هستند، ما نمیگوییم حمد مال اینها. ما حمد را میگوییم مالِ خدا. امّا اینها چه هستند؟ اینها مظهر همان حق هستند، این از نقطهی نظر اینها.
آنوقت از نقطهی نظرِ ما چه؟ نه! هرچه اینها میآیند سراغ ما، ما را هدایت کنند ما بطیئیم، میگویند بابا، ما که میخواهیم شما را هدایت کنیم واللَه چیزی گیر ما نمیآید. این مالِ خودِ شماست. ما بطیئیم. چرا؟ چون جاهلیم. جاهلیم. دقّت کردید؟ دیدید قضیه از چه قرار است؟ آقا میآید دستور میدهد. آقا میآید ذکر میدهد. آقا میگوید این کار را بکن، این کار را بکن. ولی همین که میآیید جلوی آقا، ما مینشینیم بله ما به مطالبِ شما عمل کردیم. احمق، آن نفعی نمیبرد. او چه نفعی میبرد از این ذکر دادن یا ذکر ندادن به تو؛ و تو چه افتخاری را میخواهی برای خودت محسوب کنی؟ چه افتخاری را؟ آن کسی که میآید میگوید:
- تفسير الامام العسكرى- ص ٣٣٠
