اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

14651
سال 1419
جلسات
نسخه عربی

لزوم ارتباط سالك با پروردگار متعال بر اساس مقام عجز و فقر

11
  • یکی از رُفقای نسبی ما و همچنین سببی خودِ بنده‌اند؛ که از دنیا رفتند، خدا رحمتش کند. ایشان، در زمان سابق، نسبت به آقا همین اعتراض را داشت. آخر جالب این‌که وقتی که این‌ها می‌آیند، آن روزهای اوّل هیچ چیز نمی‌گویند، قشنگ می‌نشینند، یک گوشه، دستشان را ... یک ماه، دو ماه، سه ماه می‌گذرد. خب طبعاً یک مقداری می‌آیند و آشنا می‌شوند و این‌ها، کم‌کم، کم‌کم شروع می‌کنند آن، اظهار عقیده کردن و اظهار نظر کردن و خط و این‌ها ترسیم کردن و ... چه خوب است تا آخر مثل همان روزِ اوّلی که آمدیم باشیم ها! تا آخر مثل همان وقت باشیم. ایشان اعتراض می‌کرد، چرا ایشان با مرحومِ مطهّری ارتباط دارد؟ ولی با آقای کذا که الآن هم حیات دارد و در یکی از مساجد طهران، در مساجد شمالِ شهر طهران و امامِ جماعت است. چرا با او ارتباط ندارد؟ من می‌شناسم این آقای مطهّری این‌طور است و این‌طور است و این‌طور است؛ و آن این‌طور است. گفتم: آقا ببخشیدها، مثل این‌که ما تا حالا عوضی دنبال آقا بودیم، بهتر است از فردا، دنبال شما بیاییم. شما خلاصه، بیا حقّت را بگیر. بلند شو بیا وسط، حقّت را بگیر. آره بابا، ولی یک خورده ریشت کوتاه است یک خورده درازش بکن و خلاصه یک عبایی و یک چیزی و یک جوری کن خودت را، بالآخره یک قیافه‌ای و ... آخر هر کی هرچه می‌شود. می بینیم ریشش را دراز می‌کند. ریش آخر، یک ریشی دراز کن، یک، خلاصه یک عصایی و نعلینی چیزی. آخر یک جوری بشود. این‌جوری که نمی‌شود آخر همین‌طور، بی‌ریش که نمی‌شود. بیا. گفتم که جانِ من، تو هنوز صبر کن از تو تخم دربیایی. حالا طرف، از تو تخم درآمده حرف می‌زند. تو جنین هستی و می‌آیی اظهار نظر می‌کنی! چرا آقا با آقای مطهّری ارتباط دارند، امّا با فلان سید در کجا ...؟ من او را می‌شناسم من هر دو را می‌شناسم. گفتم: برو آقا جان، حرف‌ها چیست می‌زنی؟ این‌ها برای چیست؟ این‌ها برای این است که این‌ها درد ندارند. همه‌اش مال این است.